فکر میکنه من ناراحت میشم اگه با دوستاش بره بیرون تفریح کنه به خاطر همین احساس میکنم امروز رفته بودن بیرون و سرکار نرفتن ولی گفت سرکارم و همیشه میگه من سرکار نرم بهت میگم مثلا یهویی میاد یه عالمه ابراز علاقه غیر عادی میکنه ، احساس میکنم اینجوری میکنه من شک نکنم که رفته بیرون ، چون معمولا از سرکار میاد میگه خسته ام فلانی ولی امروز خیلی ابراز علاقه کرد ،در حالی که بخدا من ناراحت نمیشم از اینکه خوش بگذرونه همش بهش میگم فردا نرو سرکار خودتو اذیت نکن ولی این حسو دارم نظر شما چیه ؟
یه روزی همینجوری بی دلیل و بدون توضیح بهش بگو میدونسی من از دروغ خیلی بدم میاد؟
چند بار شده این حسو داشته باشم بهش گفتم ، میگه دروغ خیانت حساب میشه من دروغ تو دانم نیست توام اگه دروغ بگی دلم میشکنه و میگه دروغ خط قرمزم خودم هیچوقت دروغ نمیگم