میخوام داستان زندگیمو براتون بگم لطفا بدون قضاوت یا توهین نظرتونو بهم بگید
…
من سه سال که نامزد هستم تقریبا و همسرمو دوست دارم و هیچ مشکلی باهم نداریم ولی انگار همیشه یه حفره ایی داخل قلبم هس از رابطه قبلیم ک اولین بار بود عاشق شدم و بعد جدا شدم
همش تو فکرمه ازش بپرسم چرا اینجوری شد وقتی ما عاشقانه همو دوس داشتیم و بهم میومدیم چیشد دوتامون یهو گذاشتیم و رفتیم بدون ک برای هم تلاش کنیم تاکیید میکنم دوتامون یهو ول کردیم بدون هیچ دلیلی بعضی موقع ها دلم خیلی براش تنگ میشه و بعد خیلی خودمو سر زنش میکنم
چکار کنم واقعا از این حسم خستم هرشب میاد سراغم
تو رو خدا الان نیاید بگید خیانت و فلان من خودم میدونم اینارو
الان یک سال مث خوره افتاده تو جونم و هر بار خودممانع شدم چکار کنم؟! زندگی الانم دوس دارم نمیخام از دستش بدم ولی انگار یه تیکه از وجودم پیش اون جا مونده هربار تو خیابونمیبینمش دوباره داغم تازه میشه