اول از همه بگم که نامزدم چند وقت پیش چپ کرد و دو هفته بیمارستان بستری بود و پدرم اجازه نداد برم پیشش ولی اون خیلی خوب و ماهه از دور جویای احوالش بودم
دلم میخواد بیاد ببینمش اما واقعا از روش خجالت میکشم هم از روی خودش هم مادرش نمیدونم چی بگم و چیکار کنم نیاد شایدم اگر بیاد یکم پدرم یاد بگیره چطور با ادما برخورد کنه چقدر گله فرشتس جنتلمن و آدمه این بشر مهربونه عقده ای و کینه ای نیست
سعی میکنم عکسا رو مرتب و پشت هم بزارم