2777
2789
عنوان

قهوه تلخ !!!

| مشاهده متن کامل بحث + 567 بازدید | 64 پست
قهوه جون من شعرم میگم ....شعرم دوست دارم ....شعرم حفظم اما نمیدونم چرا عامیانه حرف میزنم همیشه

نرهای نااااامحترم لطفا درخوا ست ندید ! شما اگه مرد بودید و به درد بخور .الان توی دنیای واقعی یکی هم صحبت شما میشد

قهوه جان معلومه اهل مطالعه بوده و هست، اکثرا هم شعرای مرتبط با موضوع تاپیک انتخاب می کنه من و الین هم که از بچگی با خوردن چیپس و پفک وقتمون رو سپری کردیم الان فقط اردک تک تک، تک تک اردک رو از حفظیم البته اونم نه کامل 😂
به خاطر گناهی که باهاش امتحان نشدی کسی رو سرزنش نکن... شاید اگر تو جای اون بودی گناهکار بزرگی میشدی 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

من نمیدونم چرا بطور خودکار میرم تاپیک غیبت و قوم شوهر و .... عمرا برم تو مطالب علمی و ادبی .....😂😂😂😂😂

نرهای نااااامحترم لطفا درخوا ست ندید ! شما اگه مرد بودید و به درد بخور .الان توی دنیای واقعی یکی هم صحبت شما میشد

ببین تروخدا قهوه مثل خانوووووم با ادب دوتا پست کوته گزاشت و هیچی نمیگه دیگه ـــ.
من خودموووووو کشتما ازبس پست گزاشتم ....گیس میکنم تو تاپیکا

نرهای نااااامحترم لطفا درخوا ست ندید ! شما اگه مرد بودید و به درد بخور .الان توی دنیای واقعی یکی هم صحبت شما میشد

مونا من تمام دوران کودکیم به بازی گذشت و خوردن پفک اشتباهی دانشگاه قبول شدم اصلا تنها مرحله از زندگیم که با روحیه ام سازگار نبود همون درس و دانشگاه بود نمیدونم چرا زرنگ کلاس بودم
چه تلخ است با بغض بنویسی با خنده بخوانند😔
قهوه ی عزیز نمیدونم میخونی یانه اما با احترام تمام یکی از شعرهامو تقدیمت میکنم وقتی تمام قلب تو با من غریبی میکند بر دیوار خاطرات خود را بکوبانم که چه وقتی کبوتر دلت در جای دیگر لانه کرد باهمه ی دلواپسی دانه بریزانم که چه وقتی که لیلی ظرف من؛ چون دیگران پر باده کرد بشکنم ظرف دلم و پا بکوبانم که چه وقتی که حتی معجزه در من نمیکند اثر در فراقت نیل چشم خود بخشکانم که چه وقتی که در خود مرده ام در زیر اوار غمت میخوانی ازبهر دلم یاسین و رحمانت که چه

نرهای نااااامحترم لطفا درخوا ست ندید ! شما اگه مرد بودید و به درد بخور .الان توی دنیای واقعی یکی هم صحبت شما میشد

مونا به جان عموی نداشته ام تا خود دانشگاه شاگرد اول بودم یهو رسیدم دانشگاه کپ کردم اووون همه خرخون یه جا دیدم اعتراف کنم دوران دانشگاه افت کردم به قول تو تمااام شهریور دم دانشگاه پلاس بودم
چه تلخ است با بغض بنویسی با خنده بخوانند😔
قربانت الین ....یه دفتر بزرررررگ شعر دارم ....اما خب حالا دل و دماغ ندارم دیگه ......بعضی اوقات تقدیر و سرنوشت احساسات و هدف ادم رو عوض میکنه براهمتون دلی شاد ارزومندم 💗

نرهای نااااامحترم لطفا درخوا ست ندید ! شما اگه مرد بودید و به درد بخور .الان توی دنیای واقعی یکی هم صحبت شما میشد

آلای دل منم یه شعر گفتم الان گمش کردم یادمم نیست چی بود خخخخ باورت میشه؟ اما یادمه خیلی قشنگ بود الان تمام ذوقم خشکیده موفق باشی دوستم
چه تلخ است با بغض بنویسی با خنده بخوانند😔
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز