بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بیکار نیستم کتاب روبرومه باید یه فصلشو امشب بخونم ولی سرم تو گوشیه هنوز
یکی تو بيست دو سالگى ازدواج ميكنه و ده سال بعد اولين بچه اشو مياره، اون يكى سى و يك سالگى ازدواج ميكنه و سال بعدش بچه مياره. يكى بيست و پنج سالگيش فارغ التحصيل ميشه و چهار سال بعد شغل پيدا ميكنه، اون يكى بيست و نه سالگى فارغ التحصيل ميشه و همون سال شغل پيدا ميكنه. يكى تو سى و پنج سالگى رئيس ميشه و سال بعدش ميميره، اون يكى تو پنجاه سالگى رئيس ميشه و نود سال عمر ميكنه. "تو نه از بقيه جلوترى نه عقب تر" "تو دارى تو زمان خودت زندگى ميكنى" پس آروم باش ، به خدا توكل كن و از زنذگيت لذت ببر و خودتو با احدى مقايسه نكن🥰
هزار تا غذا نام بردم گفت نه نه نه تن ماهی رو فقط گفت اره براش سیب زمینیم سرخ کردم کنارش که دوست داره بخوره من کمردرد دارم سردرد دارم خودم چند روزه هیچی نخوردم اینجوری میکنه با من
کجاش گناه داره
دستور چیزای دیگه میده اونارو براش درست کنم
گفتم بهش عشقم میخوای من بهت بدم؟ میگه نه نمیخوام گفتم دوست نداری سیب زمینیاشو بخور تو که عاشق سیب زمین انداختش زمین گفت نمیخوام