2777
2789

امروز خونه مامانم بودم خواهرم ۱۳ سالشه در اتاقش نیمه باز بود میخواستم برم پیشش که یهو دیدم خیلی ببخشید دستش تو شلوارش بود و با گوشیش نمیدونم چی میدید وای خدا دارم دیوونه میشم ازون موقع یعنی خود.ار.ضایی میکنه؟ چیکار کنم بهش بگم باهاش حرف بزنم؟ دارم دیوانه میشم😔 توروخدا مراقب بچه هاتون باشید

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

😶😶خب چ میشه کرد چ زود ولی 

   هر وقت ترسیدی و فک کردی که به آخر خط رسیدی، این تیکه کتاب کیمیاگر رو بزار جلو چشمات:"همیشه به قلبت بگو كه ترس از رنج از خود رنج بدتر است، تاریكترین لحظهٔ شب  لحظه پیش از برآمدن آفتاب است..!☀️                                                       به خودم آمدم انگار تویی در من بود این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود ❤ 

عزیزم سیزده سال نوجوان حساب مسشه سن بلوغ اومده پایین دیگه و این چیزا طبیعیه

کارشناسی ارشد مترجمی 🍫خانه دار🍫ورزشکار 🍫 تایپک ها انرژی مثبت تگ‌کنید 🍫قدیمی اینجا از سال نود و چهار‌ 

بخواد این کارو کنه در اتاق و می‌بنده 

تو را من دیده ام با او ، بماند حال و احوالم ،بهم می آمدید اما،توسهم قلب من بودی ،من یقین دارم کسی ظرف دعارو جابه جا کرده تو را من آرزو کردم کسه دیگر تورا دیده
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز