سلام دوستان ممنون میشم جواب بدین و راهنمایی کنید یک سال و خورده ای پیش با ی نفر مجازی اشنا شدم و کم کم بهش علاقمند شدم ایشون یکی از استان های کورد نشین و من تهران رابطمون تمام مدت مجازی بوذم حتی ی بارم حضوری نشد اون زیاد دوستم نداشت و مشخص بود سردی هاش کم محلی هاش و بی توجهیاش انقد ادامه دار شد ک .. منم سرد شدم راستش سر کار نمیرفت با این ک ۲۲ سالش بود درس نمیخوند و این برای من ک دختر بودم و کار میکردم زننده بود راستش تمام این ها باعث شدن من از فکر وابستکی در بیام و بخوام تمومش کنم در حالی ک اون تازه بهم علاقمند شده بود باعاش درمیون گذاشتم کلی التماس کار خواهش تمنا ک من عاشقتم میخوام باهات ازدواج کنم من هرچی تحقیرش کردم بره نمیرفت هر کاری بگین کردم نرفت ک نرفت منم خودم دیشب بزوز قانعش کردم ک برم چون من و اون فرهنگ هامون متفاوت من تورکم اون کورده کوردا تعصبی اند میگفت زن نباید کار کنه زن یاید خونه باشه سرکارم ک نمیرفت دوسال ازم بزرگ تر بود اما من بلاخره پا رو دلم گذاشتم و زفتم حالا عذاب وجدان دارم دلم میسوزه برا التماس هاش تمنا های موندن اما بخاطر ایندم مجبور شدم 🥲بنظرتون چ کنم عذاب وجدانم بره