کسی مثل من هست؟
همش یا باید مهمونی باشیم
یا باغمون که بریم چهارشنبه ها تا جمعه.
یا مهمون خونمون باشه.وگرنه من دیوونه میشم
۳۲ سالمه شاغلم و مجرد.ولی میام خونه باید یا پشت بندش برم مهمونی یا زنگ میزنم خواهرم دخترشو میاره یا دختر داییم.یا خانواده پدریم.و اصرار میکنم به موندن و دیگه عادتم کردن میمونن.
ی روز که نیان یا بشه دو روز من اینقدر حالم بد میشه از زندگی سیر میشم.شما رفت و امدتون چطوریه؟ مثل من ارامش میگیرید این شکلی؟