از سر کار اومدم خیلی خسته بودم بچه ها خواب بودم شوهرم بهم گفت مریم خانمی برای ما هم یه خورشت بادمجون درست کن 😔😔از کجا میدونستم دیگه فرصت نمیشه از کجا میدونستم شب اخره
من براتون سرویس اشپزخونه و ملحفه میدوزم اینم شمارمه09035997408
به بچه م فکرمیکنم،به حس بارداری ، حس شیر دادن به یه تیکه از وجودخودت و عشقت ، حس نفس کشیدن های ریز ریزش تو بغلم خیلی اوقات تو درونم حمل میکنم . با خودم میگم خدایا میشه من بچه خودم رو ببینم! 🌷 دوستان گلم این امضای من بود سالها ...بعد معجزه خدا رو دیدم دلتون خواست سر بزنید به تاپیک خاطره زایمانم ...امیدوارم خدا به هر کس دلش میخواد به حکمت و مصلحت خودش ببخشه...🥰 برای شفا و سلامتی پسرم دعا کنید لطفا سپاس❤️https://www.ninisite.com/discussion/topic/7503866/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86?page=1
مامان بزرگ منم گفته بود هوس کباب کردم خیلی دلم کباب میخواد زنداییم گفته بود چه پررو پیرکی ازم کبابم میخواد با این که پولای مادربزرگم دستش بود مامانم هر وقت یادش میاد گریه میکنه
حسین (ع)جانم ؛غبار ماتم تو آبرو به من بخشید...به عالمی ندهم این غبار ماتم را... به نیل قطرهِ اشک محبتت ندهم...اگر دهند به دو دستم تمام عالم را ... ♥️ خرّم آن روز كه پرواز كنم تا برِ دوست🍃 اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب کبری(س)💚🍃