ببینید من شرایطم خاصه. خواهر و مادرم خیلی بهم حسادت میکنن. خواهرم از اول میخواست با ادم بدی ازدواج کنم الانم که دارم جهزیه میخرم سر همه چی مسگه نه این به درد نمیخوره اینو من خریدم استفاده نشده و فلان. چیزای ضروریها! مثلا همزن برقی و فر یا توستر و اینا حالا صدبار جلو خودم استفادشون کرده. عمدا میخواد جهزیه من خراب بشه. یا با مامانم رفتن بیرون میان میگن برات فلان چیزو خریدیم اصلا به دلم نمیشینه میرم تو همون مغازه میبینم این زشت ترینشونه! این اتفاق سر رو تختی افتاد یه عالمه رو تختی شیک و قشنگ بود رفتن یه سرمهای گل دار خریدن که واسه خونه مادربزرگاس
بعد حسادت خواهرم خیلی اشکاره قبل از عقد همه حتی شوهرم فهمید قضیهشو. منم بهش گفتم ببین این داره اینکارا رو میکنه من روم نمیشه چیزی بگم. میشه بگم تو راضی نیستی و اینا؟
اونم بنده خدا گفت اصلا مهم نیست خودم میخرم و فلان اما بابام وام ازدواجمونو خودش برداشته و کامل میرسه همه چیز بخره. شوهرم همینطوریشم همه تیکه های بزرگ رو خرید.
شوهر اون خواهرم هیچی نخرید فقط دو تا فرش