سه سال پیش پسرخاله شوهرم ازمون ۶۵ میلیون گرفت گفت بدید باغمو بسازم پس میدم یا سودش ماه بماه بهتون میدم....نه سود داد نه درست حسابی پولمونو تا دوسال موند دیتش اذیتمون کرد تنها سرمایمون بود ماشینمونو فروختیم نیسان داشتیم....
افتادیم دنیالش نیمداد خورد خورد میدادمریض شدم عصبی شدم شوهرم ب نداری افتاد معتاد شد...بچه دوم و حامله بودم هیچی نداشتیم.باغشو ساخت سرش کلاه گذاشتن با دوتاواحد ک ب چند نفر فروخته یودن...کلاهبرداری کردن ازش...ندادن....افتاد ب دادگاه و اینا....الان مادرش اومد جلو در گوجه سبز اورد گفت پسرم از باغش اورده برای شما هم اوردم.نشست تو ماشین گفت برم باغ یه جعبه میارم خودم براتون منم چیزی نگفتم.....هنگ کردم....حالم خیلی بده چون یه هفته هم هست دنبال خونه ام پیدا نمیکنم...بدتر شدم.....نمیدونم باغشوپس گرفته یا یکی دیگ خریده.....کاش نمیاورد....کاش نمیگرفتم گفتمناراحت میشه......چیکار کنم....شوهرم هنوز سرکاره نمیدونه...اسم پسرش میاد دیوونه میشم..سرم سنگینه چون خیلیییی عذاب کشیدم این مدت......