ما باهم دعوامون شده بود ایشون برای اینکه منو سرکار بزاره بهم گفت من ی گوشی دیگه هم دارم منم واقعا باورم شده بود خیلی ناراحت شدم گفتم حدی میگی بعد از کلی که سوال کردم جواب داد نه دروغ گفتم منم گفتم چرا دوست داری سر کارم بزاری میدونی من حساسم از این حرفا گفت جنبه شوخی نداری گفتم چون میدونی بدم میاد اینو میگی
منم گفتم خوبه تو کارای ک ناراحتت میکننه رو من انجام بدم یا زبونی بگم ناراحتت کنم گفتم میخوای چون از بی حجاب بودن بدت میاد منم بی حجاب بشم بعد گ گفتی به روم آوردی بگم داشتم شوخی میکردم ببینم چکار میکنی
در جواب بهم گفت تو اینکارو بکن ی راست برو خونه بابات یا اسممو از تو شناسنامت درمیارم وقتی اینارو گفت آتیش گرفتم گفتم چرا ناراحت شدی جنبه نداشتی چرا دوست داشتی من جنبه داشته باشم گفتم چ بهتر تو راه برگشت بودیم رفته بودیم بیرون گفتم منو ببر خونه بابام هم فردا بیا از هم جدا بشیم کسی ک انقدر راحت به زبون میاره این چیزارو میخوام نباشه تو زندگیم اصلا
تا خود راه خونمون گفتم منو ببر خونه بابام آخر هم نبرد
والا کسی ک منو بخاطر حجاب داشتن میخواد میخوام نخواد مرده شور غیرت شو ببرن ک ریده به هرچی غیرتیه