2789
عنوان

گذشته همسر

340 بازدید | 23 پست

تورخدا کمک کنید همش گذشته شوهرم میاد تو سرم اینک یه دوست دختر داشته و دوسش داشته اما شرایط ازدواج جور نمیشه اون ازدواج می‌کنه همشم میزنم تو سر شوهرم

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



از کجا فهمیدی؟چرا بهت گفته؟

📌وقتی به داشتن اعتماد بنفس عادت نداشته باشی اعتماد بنفس بنظرت نوعی مغرور بودنه📌وقتی همیشه منفعل بودی قاطع بودن مثل خشونت به نظرت میاد📌وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه📌اینو گفتم که بدونی دایره ی امن تو همیشه معیار خوبی برای رفتارت نیست

درست نیست این کار. آدما گذشته ای دارن که مربوط به شخص خودشون هست. تو در گدشته ی اون نبودی که.......پس در حال زندگی کن.....و به چیزای خوب همسرت تمرکز کن‌

زیبایی افکار زیبایی جهان است. یادبگیریم زیاد مطالعه کنیم و افراد خوب جامعه باشیم. طبیعت دوست باشیم و احترام بزاریم.

چه حوصله ای داری نشستی به گذشته اش فکر می کنی بی خیال حال رو دریاب اکثر آدما یه گذشته ای دارن نمی شه دیگه زندگی رو به خودشون زهر کنن ک!!

برای تو دوست دختر داشته همسر من زن داشته عاشقش هم بوده ازش بچه دار هم شده ولی برام مهم نیست.

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//

شوهر منم نامزد داشته (عقد) یک مدت حس میکردم دوستش داره و میخواد برگرده بهش.خودمم نامزد داشتم(عقد) یک بار از اتوبوس جایی که باید پیاده میشدم پیاده نشدم و شوهرم منتظرم اونجا مونده بود وقتی زنگ زدم از اونجا رد شدم ماشین گرفت وقتی رسید بهم قرمز شده بود گفت فکر کردم با نامزدت فرار کردی🤣🤣 اون از من دیونه تره

وایییییییی عزیزم بدددددترین اشتباه رو میکنی 

نباید اصلاااااا به روش بیاری 

چون الان دیگه با توعه میدونم سخته ولی باید بتونی 

هم برا آرامش خودت هم آرامش شوهرت 

وقتی هی بهش یادآوری میکنی اگه اون واقعا هیچ حسی نداشته باشه با یادآوری شما ممکنه اون حس واقعا شکل بگیره همش به فکر اون باشه بجاش از خودت صحبت کن اگه الان تازه فهمیدی برا مدتی سرتو شلوغ کن و زیاد به شوهرت محبت کن تا کم کم بتونی به آرامش برسی منم اوایل که فهمیده بودم خیلی اعصابم ازش خورد بود چون بهم دروغ گفته بود ولی خب الان دیگه سعی میکنم فراموشش کنم 

تواضعی عزت بخش                                               به خدا تواضع کن و در برابر فرامینش مطیع باش تا زورگویان نتوانند تو را ذلیل و فرمانبردار خود کنند            ارزش هرفرد متناسب با فرمانده اوست 💕
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792