2777
2789

سلام دوستان ممنون میشم با دقت بخونین و نظر بدین من شوهرم به هییییچ وجه راضی به بچه دار شدن نبود ولی من عااااشق بچه و دیگه کارم داشت به جدایی میرسید حال روحیم خیلی بد بود احساس ناامیدی شدیدی داشتم و خلاصه افسردگی شدید گرفتم یه روز حالم بد شد یعنی حال رومیم شبیه دیوونه ها شدم نه اینکه بگم به خاطر بچه به خاطر افسردگیم بود خلاصه شوهرم گفت بچه دار شیم ولی الان بااینکه به خاطر نجات دادن من از این وضعیت قبول کرده ولی خودش خیلی حالش بده همونقدری که من عاشق بچه ام اون متنفره حالا من واقعا تحمل ندارم ناراحتی و افسردگی شدید اونو تحمل کنم از طرفی ام تحمل ندارم هیچوقت بچه دار نشم در ضمن عاشق همیم هردومون خلاصه که بین دوراهی ام احساس خودم یا احساس شوهرم 😔راستی نگین با وجود افسردگی بچه دار نشو چون علت افسردگیم بچه بوده چون همیشه علاقه ی شدیدی به بچه داشتم

این چیزارو باید قبل ازدواج حل میکردین اگر که قبل ازدواج بهت نگفته بود جدا شو ولی  اگر گفته بود توافق کرده بودین بچه نخاین پس بپذیر

اگر باحرفم مخالفی واستارتر نیستی ریپ نزن منم حوصله کل کل ندارم فمیدی؟؟؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

این چیزارو باید قبل ازدواج حل میکردین اگر که قبل ازدواج بهت نگفته بود جدا شو ولی  اگر گفته بود ...

نه نگفته بود نمیتونم جدا شم هم شرایطم خوب نیست هم اینکه عاشقشم تحمل ناراحتیشو ندارم بااینکه قبول کرده 

بچه خودش فرق داره اگر یکبار بغلش بگیره چنان حالی میشه که بیا وببین تو سعی کن باردار بشی مخصوصا دختر ...

حتی با وجود اینهمه نفرت و وحشتی که از بچه داره؟ 

نه نگفته بود نمیتونم جدا شم هم شرایطم خوب نیست هم اینکه عاشقشم تحمل ناراحتیشو ندارم بااینکه قبول کرد ...

پس بچه دار شو اینقدر شیرین شه که  خودش عاشقش میشه بهتره ببریش مشاوره ببینی این نفرت از بچه ازکجا میاد

اگر باحرفم مخالفی واستارتر نیستی ریپ نزن منم حوصله کل کل ندارم فمیدی؟؟؟

بچه داشتن فقط فکرش شیرینه خودش فقط مسئولیت و فراموش کردن زندگی و خودت و نیازهاته.... چون همسرت به شدت مخالفه و متنفر هم هست مطمئن‌‌ باش عشق بینتون هم از بین میره و بزرگ کردن بچه ت برات خیلی سخت خواهد شد..بنظر من همسرا رو انتخاب کن و سعی کن این قضیه رو برا خودت حل‌کنی کامل و بپذیری که بچه نداری..در عوض میتونی عشقتو یه آدما و یچه های دیگه بدی..

پس بچه دار شو اینقدر شیرین شه که  خودش عاشقش میشه بهتره ببریش مشاوره ببینی این نفرت از بچه ازکج ...

میدونم علتشو ادم خاصیه افکار و اهدافی داره که فکر میکنه بچه مانعشه اهداف منظورم شغلی و اینا نیست اهداف دیگه این توضیحش سخته ولی خب با تفکراتش جور در نمیاد 

بچه داشتن فقط فکرش شیرینه خودش فقط مسئولیت و فراموش کردن زندگی و خودت و نیازهاته.... چون همسرت به شد ...

ینی میگین هیچوقت بچه دار نشم؟شما خودتون بچه دارین؟خیلی برام سخته تحملشو ندارم 

حتی با وجود اینهمه نفرت و وحشتی که از بچه داره؟ 

من خودمم دچار این حالت هستم برای همین میگم حتی الان اگر پسر یا دختر خواهرم باشه یا غریبه باشه دوست دادم بچه رو خفه کنم حتی اگر کلیپی که از کودک هم باشه نگاه کنم حالم بد میشه .ولی وقتی مجبور شدم به حاملگی بعدش که به دنیا اومد یک لحظه که دیدمش دلم میخواست براش بمیرم با اون حالت تو بیمارستان مدام از تخت میومدم پایین میرفتم یه دل سیر نگاش میکردم .برای همین میگم بچه ی خوده آدم یه چیز دیگس

🌼
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792