مثلا من خودم چون بچه دومم بود از همه چی سر درمیآوریم ولی تخت بغلم خود زائو ناشی بود مادرش هم ناشی تر
دیگه پرستارم زیاد بهش بها نمیداد
ولی من هم پرستارم خوب بود هم خدمه اونجا خوب بودن برام و ....
تازه من چون عینکی بودم عاشق این بودم تو اتاق عمل پسرم رو واضح ببینم یه پرستار جدا از اتاق انتظار برام گذاشتن تا فقط عینکم دستش باشه تا زمانی که دستگاه ازم جدا بشه حدود ۳۰ ثانیه عینک رو بزنن به چشمم تا بتونم پسرم رو ببینم
شماره چشمم بالاست
به دکترم گفتم اصلا دوست ندارم مرد داخل اتاق عمل بیاد اونم همینکار کرد
کلا خاطره خوبی موند برام
با تایپیکت خیلی خاطرات خوبی رو برام زنده کردی
قبل زایمان خونت رو تزئین کن
تو اتاق عمل خودت رو خوشگل کن بعد برو ،