دیشب تو تاپیک قبلی گفتم مشکلات دخترم و
امروز تو اتاق بود همش جیغ میزد و گریه میکرد
تیغ برداشته بود منم ترسیدم رفتم تو اتاقش درو
وا کردم دیدم دستشو خونی کرده گریه میکنه میگم
چت شده داد میزد میگ به توربطی نداره تو چیکار
داری ولم کن چی از مت میخوایی من اعصابم خورد
شد گوشی شو گرفتم پرت کردم به دیوار شسکت خلاصه دخترم عصبانی شد خودشو هی میزد میزد
گریه میکرد من واقعا ترسیدم زدم زیر گریه باهاش
به من گفت برو از اتاقم بیرون رفتم ولی الا دوساعته
نشسته گوشه اتاق زل زده به دیوار
الا خیلی پشیمونم که چرا گوشیشو شکوندم ولی خوب باید زود تر از اینا گوشی میشکستم لعنت به باباش که واسش گوشی خرید و الا نمیدونه مشکل دخترش چیه فکر میکنه دخترش خیلی خوبه و حالا هم نمیتونم بگم گوشی و شکستم چون دعوما میکنه میگه چرا با بچه این طوری رفتار میکنی ولی نمیدونه دخترش چه جور ادمیه و من چی میکشم
خستم کرده یعنی روانی شدم از دست دخترم شبیع این ادم های روانی شده میگم بیا بریم مشاوره میگه نمیام نمیخوام کسی باهام حرف بزنه