چند روزی که ندارمت 🖤
روزی که گفتن نیستی و ضجه زدم
برای تموم اغوش هایی که بود حسرتش به دلمموند 😔
اون آغوشی که سپردن به خاک میتونست سهم بی کسی ها و تنهایی های من بود
اون دستای حنا گرفته اش که دیگه یخ زده بود و جونی نداشت بوسیدمش برای اخرین بار
میتونست ساعتها بغلم کنه و موهامو نوازش کنه 😔
اخرین روز مادری که براش گل گرفتم و عین یه بچه ذوق کرد و این عکس رو ازش گرفتم هنوزم بوی عشق و دلتنگی میده
اخرین خداحافظی مون رو هیچکدوممون فکر نمیکردیم اخرین باز وگرنه اینقدر سر همدیگرو بغل نمیکردیم 🖤😔
نمیدونستی که بغلت برام ارامش ؟
نمیدونستی اگر قبل تو میمردم و به سینه میگرفتی منو شاید زنده میشدم ؟؟
من وقتی رسیدم و بدن سردت رو بغل کردم و گریه کردم و برنگشتی 😔
وقتی موهای بافته شده و حنا گرفته ت رو باز کردن که ....
لابلای هر پیچ و تابش پر از خنده های بچگی هامون بود و سکوت و بغض هایت .....
عشق رو از همدیگه دریغ نکنیم زندگی کوتاهست 🖤
