سلام برادرم عاشق دخترعمومه میخوان ازدواج کنن فقط یه مشکل این بین هست که دختر عموم قبلنا ده سال پیش تقریبا با شوهر من ک پسر عمومه یه تله پاتی داشتن در حد چت ویه زنگ زدن بهم منم از همون موقع میدونستم خود شوهرم اون موقع باهام در ارتباط بود میگفت بهم نمیخوام خراب شه بره با دیگران لاس بزنه فقط در حد چت و زنگ باهم حرف میزدن نمیدونم ایا الان اگر برادرم بره دختر عمومو بگیره با توجه ب این که تو یه ساختمونیمو باید باهم رفت و امد کنیم مشکلی پیش میاد یعنی ممکنه اون صحبت های قدیمی دوباره بینشون برگرده نظرتون درباره این ازدواج چیه صورت بگیره یا نگیره کدوم ب نفع همست اون موقع ام دختر عموم پونزده سالش بود الان ۲۴ نمیدونم ب برادرم این موضوع رو گفتم از دختر عمومم پرسید اونم گفت بچه بودم فک کردم دوسم داره پس لابد منم دوسش دارم ازم نظر میخواد چی بگم ب نظرتون شوهرمم اصلا نمیدونه این حرفارو ب برادرم گفتم مگر نه واویلا میکنه میگه تو از اعتماد من سو استفاده کردی من هر چی بوده راستشو بهت گفتم تو رفتی چی گفتی ب برادرت زشته نمیدونم بعد ازدواج مشکلی پیش میاد یا نه ولی اینو میدونم شوهرم بفهمه این حرفارو زدم درجا کارمون ب طلاق و طلاق کشی میکشه
این تایپیکو قبلا زدم نظراتونو خوندم خیلیا گفتن میشه خیلیا گفتن نمیشه من یه کاری کردم ک کنسل شد امیدوارم بهترین تصمیم باشه و از عواقبش ترسیدم هر چند لگد ب بخت دخترعموم زدم😔😔😔
هر چند که با ازدواج فامیلی مخالفم ولی کارت بد بود واقعا
دیوانه و دلبسته ای اقبال خودت باش/سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش/یک لحظه نخور حسرت آنرا که نداری/راضی به همین چند قلم مال خودت باش/دنبال کسی باش که دنبال تو باشد/اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش/پرواز قشنگ است ولی بی غم و محنت/محنت نکش از غیر و پروبال خودت باش/صد سال اگر زنده بمانی، گذرانی/پس شاکر هر لحظه و هر سال خودت باش
میشه برای شفای پدرم و حل مشکلاتم یه صلوات یا حمد شفا بخونید اللّهمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَهَ وَ ابیها وَ بَعلِها و بَنیها وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها بِعَددِ ما احْاطَ بِه عِلْمُکَ. ان شاءالله خیر و برکتش به زندگی خودتون برگرده
بنظرم اشتباه کردی! دختر عموت تو اوج نوجوونی یه دوستی مسخره ای داشته همممون داشتیم در حد زنگ و پیام ولی الان حتی اگرم طرفو ببینیم از غریبه بدتره برامون....سر یه حسادت بچه گانه.،....