تاپیک دیروزو خوندید که نظر دادید
رفتم خیلی صاف و مستقیم گفتم تو به خواهرم نظر داری و کات کردم انقد صحبت کرد و خواهش و تمنا که همچین چیزی اصن نیس...گف خواهرتو مث خواهرم میدونستم که باهاش راحت بودم...گف ازین به بعد فقد در حد سلام و علیک...بعدشم گف چرا یبار نیومدی صاف و پوس کنده بگی نارحت میشی ازین کار من🥲گف همش دنبال فرار کردنی اصن نمیخای چیزیو درست کنی...منم فعلا برگشتم باهاش تو رابطه دوبارع خیلی نارحته از تهمتی که بهش زدم دیگ روم نمیشه تو چشاش نگاه کنم🥲🥲🥲چیکار کنم؟