من رفته بودم خونه ی مادر شوهرم یه ساک پارچه ای تو کولم بود که توش دارو بود مطمئن بودم سالم سالم بود ولی امروز که اوردمش بیرون دیدم سوخته یه قسمتاییش از طرفی با یه نفر که اونجا رفت و امد دارن مشکل داریم و اون همش به ما حسادت میکنه
ترس یه دلم افتاده که دعایی چیزی باشه اخه یهویی اخلاقم تغییر کرد نامزدمو همش پس میزنم
نظر شما چیه