من الان ۴ ساله به هیچ پسری معمولی هم حرف نزدم چون خودم نخواستم .هرچی کار خوب باشه میکنم نماز میخونم
قبلا بی حجاب بودم الان فقط عروسیا اینطوریم و نسبت به قبل ارایشمم خیلی کمتره
چون خیلی مغرور بودم الان رابطمو با همه خوب کردم
و حس میکنم نسبت به قبل همه چی رو رواله بازم دوس دارم خوش شانس باشم
ظاهری خوبم باطنی هم سعی میکنم خوب شم
حس میکنم تمام بدبختیم بخاطر خانوادمه سرشار از انرژي منفی ان 😒
فامیل آشنا از زندگیمون خبر دارن وقتی یکی میاد نصیحتم میکنه میگه این وضع پدرته و این حرفا...خیلی به روحیم لطمه میزنه دوس دارم هم اونو هم پدرمو بکشم
چ خاکی ب سرم بریزم؟