یچه ها ما ۵ سال پیش یه موقعیت برامون پیش اومد واسه مهاجرت به کانادا از همه لحاظ عالی بود
ولی من همراهی نکردم دلیلشم فقط صد در صد خانواده ام بودن
پدر و مادرم که خیلی تنهان و بیش از حد به ما بچه ها ( سه تا خواهر ) وابسته هستن منم خودم بچه اولم و خیلی درگیر خانواده ام هستن
به خدا گفتم من بخاطر خدمت به پدر مادرم همینجا میمونم و نوکریشون و میکنم
تو خودت همینجا بهترین ها رو بساز برام
دقیقا یکسال بعد پدرم مریض شدن عمل جراحی کیسه صفرا و همزمان افسردگی سه ماه تابستون و همراهشون بودم
سال بعد یه تصادف سنگین داشتن پدرم یه عمل خیلی سخت
با بابام رفتم بیمارستان و با بابام اومدم بیرون ۱۰ روز تمام
باور کنید موهام به کف سرم چسبیده بود چشام انقد گود شده بود خودم میترسیدم هر چی شوهرم میگفت برو خونه دلم وانمیستاد
با شوهرم دوتایی بیمارستان بودیم
بعدشم که ۶ ماه مراقبت بعدش بود خیلیییی سخت بود خیلی