گاهی چقدر
زیاد دلت برای
بودن کسی تنگ میشود
که نیست...
دست دلت را که میگیری
نگاهت به دلت که گره میخورد
ملتمسانه در چشمانت ذل میزند
و میگوید: میشود لطفا یکبار دیگر باشد🥺
حالا تو میمانی و استدلال هایت
نه عزیزم نمیشود، نمیشود ، نمیشود
و آنگاه بعد از پیچیدن پژواک نمیشود
دلت هق هق کنان میگوید میدانم، میدانم
میدانم که نمیشود ولی فقط یکبار!!