2789
عنوان

خود نوشته....

49 بازدید | 5 پست

من به نداشتن خیلی چیز ها عادت کرده ام....

به نداشتن تو ...

نداشتن شادی هایمان...

نداشتن هیجان ها و خنده هایمان...

و نداشتن نگاه های درخشان تو ...

که مرا بیشتر درد میکند ....


«حرف ها در قلبش تلنبار شده بود.. کوهی از خاکستر ناگفته ها...بالا آورد ، حرف هارا ، کار هارا و غم هارا ... خون از دماغ و دهانش به مانند مواد مذاب بیرون جست. به سان خرابه ای به دنبال آرزوهایش ذوب شد و فرو ریخت ، او دیگر او نشد...🥲🥲_mahoora_» 
متولد 83--؟ 

۸۷

«حرف ها در قلبش تلنبار شده بود.. کوهی از خاکستر ناگفته ها...بالا آورد ، حرف هارا ، کار هارا و غم هارا ... خون از دماغ و دهانش به مانند مواد مذاب بیرون جست. به سان خرابه ای به دنبال آرزوهایش ذوب شد و فرو ریخت ، او دیگر او نشد...🥲🥲_mahoora_» 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

با این سن کم چقد دلنوشتت غمگین بود

از وقتی رفیقام گفتن قلمم خوبه تصمیم گرفتم هر متنی که تو دفترم نوشتمو یه تیکشو اینجا بزارم 

به نظرم با مزه تره...

«حرف ها در قلبش تلنبار شده بود.. کوهی از خاکستر ناگفته ها...بالا آورد ، حرف هارا ، کار هارا و غم هارا ... خون از دماغ و دهانش به مانند مواد مذاب بیرون جست. به سان خرابه ای به دنبال آرزوهایش ذوب شد و فرو ریخت ، او دیگر او نشد...🥲🥲_mahoora_» 
از وقتی رفیقام گفتن قلمم خوبه تصمیم گرفتم هر متنی که تو دفترم نوشتمو یه تیکشو اینجا بزارم  به ...

دست شما درد نکنه قشنگ بود ولی دلم گرفت♥♥♥

مردن فقط وقتی قشنگه، که تو بخندی من برای خنده هات بمیرم... 💜💜💜💜
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792