2777
2789
من تجربه جدایی از همسرم و دارم خیلی روزهای بدی بود ولی الان که فراموشش کردم راحت شدمبا۳۵ سال سن دارم ...

خوشبحالت 

بدان که نعمت ها و تلخیها...وسیله آزمایش اند تا سپاسگزار و ناسپاس شناخته شوند...سوره زمر آیه۴۹

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

طلاق نگرفتی نگیر عصبانی بوده یه چیز گفته طلاق جز پشیمونی چیزی نداره


دلم شکست دارم دلم میخواد خودمو بکشم بخدا، حتی جایی و ندارم برم که دوروز نگرانم شه من بخاطرش چه سختیایی که نکشیدم. دارم میمیرم از درد کاش یکیو داشتم سرمو میزاشتم روی شونه  ش

مگه میشه خانواده ای بچه ش نخواد رو چشمشونم میزارنت  یه کاری پیدا کن درآمد داشته باشی دستت تو ج ...


نمیخوان. من ازدواج دومم هست باچه رویی برم پیششون رامم بدن خوره میشن میوفتن بجونم😭

سر خانواده ش باهام دعواش شد، چن وقت پیش رفته بودیم شمال یه رفتارایی کرد منم بهم برخورد باهاش سرسنگین ...

بگو به درک که از چشمت افتادم حیوون،آشغالا ،عوضیا،انگار ماها داریم له له میزنیم براشون بیشرفا،شوهر بی لیاقت آشغال بی همه چیز من یعنی حیف اسم شوهر که روش بزارم، این آقا بالاسر اشغال من،چهارساله مثل خر کنارش کارکردم و پشتش بودم ،کارایی براش کردم که تب و لرز می‌گرفتم شب موقع خواب از بس اون روز کار کرده بودم،نه توقع زیاد دارم نه خرج میزارم رو دستش، اونوقت موقع دعوا که میشه هرچی لایقه خودش و خانوادش و جد آبادشه بهم میگه، امروز از ته قلبم نفرینش کردم،خدا یجوری جوابشو بده که من درگیر نشم.وبفهمه از کجا داره میخوره،خدا کمکم کنه بتونم از این زندگی نکبت دل بکنم و برم پی زندگی خودم،وقتی کسی ارزشت رو ندونه خیلی سخته،خیلی.کاش لااقل اینطوری بودم که وقتی می‌گفت دلم نمیسوخت،خدا انشاالله جواب زبونشو بهش بده

بگو به درک که از چشمت افتادم حیوون،آشغالا ،عوضیا،انگار ماها داریم له له میزنیم براشون بیشرفا،شوهر بی ...


😭😭ما چقد بدبختیم. بخدا من زنداداشم بارها جلو ما با داداشم دعواهای بد کرده ما نه دخالت کردیم نهحرفی زدیم، حالا من یه روز با خودش سرسنگین بودم جلو خانواده ش هرچی خواست گفت، چن وقت پیش مریض بود دوشب بالاسرش تا صب بیدار بودم پاشویه ش کردم  مواظبش بودم. ببین امروز بهم میگه از چشمم افتادی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108