طلاق نگرفتی نگیر عصبانی بوده یه چیز گفته طلاق جز پشیمونی چیزی نداره
دلم شکست دارم دلم میخواد خودمو بکشم بخدا، حتی جایی و ندارم برم که دوروز نگرانم شه من بخاطرش چه سختیایی که نکشیدم. دارم میمیرم از درد کاش یکیو داشتم سرمو میزاشتم روی شونه ش
سر خانواده ش باهام دعواش شد، چن وقت پیش رفته بودیم شمال یه رفتارایی کرد منم بهم برخورد باهاش سرسنگین ...
بگو به درک که از چشمت افتادم حیوون،آشغالا ،عوضیا،انگار ماها داریم له له میزنیم براشون بیشرفا،شوهر بی لیاقت آشغال بی همه چیز من یعنی حیف اسم شوهر که روش بزارم، این آقا بالاسر اشغال من،چهارساله مثل خر کنارش کارکردم و پشتش بودم ،کارایی براش کردم که تب و لرز میگرفتم شب موقع خواب از بس اون روز کار کرده بودم،نه توقع زیاد دارم نه خرج میزارم رو دستش، اونوقت موقع دعوا که میشه هرچی لایقه خودش و خانوادش و جد آبادشه بهم میگه، امروز از ته قلبم نفرینش کردم،خدا یجوری جوابشو بده که من درگیر نشم.وبفهمه از کجا داره میخوره،خدا کمکم کنه بتونم از این زندگی نکبت دل بکنم و برم پی زندگی خودم،وقتی کسی ارزشت رو ندونه خیلی سخته،خیلی.کاش لااقل اینطوری بودم که وقتی میگفت دلم نمیسوخت،خدا انشاالله جواب زبونشو بهش بده
بگو به درک که از چشمت افتادم حیوون،آشغالا ،عوضیا،انگار ماها داریم له له میزنیم براشون بیشرفا،شوهر بی ...
😭😭ما چقد بدبختیم. بخدا من زنداداشم بارها جلو ما با داداشم دعواهای بد کرده ما نه دخالت کردیم نهحرفی زدیم، حالا من یه روز با خودش سرسنگین بودم جلو خانواده ش هرچی خواست گفت، چن وقت پیش مریض بود دوشب بالاسرش تا صب بیدار بودم پاشویه ش کردم مواظبش بودم. ببین امروز بهم میگه از چشمم افتادی