سلام برادرم میخواد با دختر عموم ازدواج کنه همدیگرو دوس دارن از یه طرفم منو شوهرمم پسر عمو دخترعموییم شوهرم از قبل با همین دختر عموم در حد چت باهم صحبت کردن وقتی ک دختر عموم خیلی بچه هولوهوش پونزده شونزده سال بوده حالا اگر با برادرم ازدواج کنه چون تو یه خانواده و یه ساختمونیم ممکنه مشکل برامون پیش بیادخود شوهرم این قضیرو بهم گفت و گفت هیچ حسی روش نداشتم داداشمم از دختره پرسید میگه بچه بودم بایه سری فکرای بچگونه چون مجبور بودم ب داداشم بگم این قضیرو نظر شما چیه میشه یا نه
در چه حد با شوهرت حرف زدن؟؟ فقط در حد سلام و احوالپرسی یا خیلی صمیمی بودن؟؟؟ اگه در حد سلام و احوالپرسی بوده که مشکلی نیس ولی اگه حرفای دیگه ای زدن بنظرم رو در رو شدن ممکنه گذشته براشون تلاقی بشه.. و اینکه مونده به اینکه دخترعموت داداشتو بیشتر دوسداره با شوهرتو که قبلا باهم قصد ازدواج داشتن و به سرانجام نرسیده خیلی دوسش داشته؟ هرچند احساس میکنم شما جاتو با خواهر شوهرت عوض کردی و اون دخترخانوم خودتی
نه بخدا شوهرم بهم گفت اول ازدواج چون اونزمان میدونستم اینا باهمصحبت میکنن
من بوی خوبی به مشامم نمی خوره اگه خدای نکرده خیلی صمیمی بوده باشن با توجه به اینکه قراره توی یه ساختمون زندگی کنین ممکنه وقتی همو ببینن جرگه بخوره مگر اینکه هیچ رفت و آمدی نشه بنظرم اگه ازدواج صورت گرفت شما یه خونه جداگانه اجاره کنین از ساختمون پدرتون برید. البته میتونی با پدرت صحبت کنی بگی باتوجه به گذشته به صلاح نیس توی یه ساختمون زندگی کنین اجازه بده خونه رو اجاره بدین با پول اجاره واحدتون یکجای دیگه رو اجاره کنین