2777
2789
عنوان

ماجرای دیشب

1940 بازدید | 87 پست

دیشب با شوهرم دعوا کردم کل ساختمون از جمله نادر شوهرم اینا فهمیدن اگر امروز بیاد بگه چی شده بود چرا دادو بیداد میکردین چی بگم؟ میترسم با اونم دعوام بشه نمیخام با اون درگیر شم شوهرم اذیت میشه نمیدونم چجوری با احترام جوابشو بدم کاش فضولی نکنه 

سلام بگو بحث زن وشوهری بود حل شد نگران نباشید و سریع ازش دور شو سوال پیچ نکنه

منم باجاری هامم گاهی صداشون بلند میشد قدیم اصلا کاری باهم نداریم مثل یه غریبه هستیم فقط تو پارکینگ و اسانسور سلام و احترام داریم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خیلی سخته توی یه ساختمون زندگی کردن

موقع بحث خیلی مراقب باشین. یا کلا یکیتون محل رو ترک کنه بعد که آروم شد برگرده حرف بزنین حل شه

بگو صدای تلویزیون بوده کابینتا رو مرتب میکردم زیادش کرده بودم بشنوم

یه چیزی تو همین مایه ها


به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه

چ مادرشوهره خوبی😐مال من اون اوایل ک دعوا میکردیم فوری میومد بالا تا دعوا داغ داغ بود

این اکانت متعلق به دو خواهر دوقلو می باشد😁..انقد ترکیدیم تصمیم گرفتیم با ی خط مشترک بیایم😐😑قل دوم تو تاریخ۰۲/۰۴/۰۳بیبی چکش مثبت شد😍قل اول۳۱مرداد۰۲شب تولد شوهرش بیبی چکش مثبت شد😁
بگو هیچی نمک زندگیمون کم شده بود تصمیم گرفتیم زیادش کنیم

خدایش این جدید بود 😄😄😄😄

من ی مادرم ی زن که تمام دغدغه اش بچه اش امیدوارم هیچ پدرومادری امتحان نشه  الهم صل ال محمدوال محمد و عجل فرجهم

این ایه روکاملدپیداکن بنویس روزجمعه قبل ازطلوع خورشید

واسه چی خوب هست

من ی مادرم ی زن که تمام دغدغه اش بچه اش امیدوارم هیچ پدرومادری امتحان نشه  الهم صل ال محمدوال محمد و عجل فرجهم

یا ایها الذین امنوا اجتنبو کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم ولا تجسسوا ولا یغتب!

 کاربرآقاهستم,چهل وسه ساله متاهل و دارای فرزند_متاهل_تذل الامور للمقادیرحتی یکون الحتف فی التدبیر.کارها چنان در سیطره تقدیر قرار گیرد که چاره جویی به مرگ میانجامد .حضرت علی(ع).معنایش اینست که:گاه انسان باتمام تدابیر وحیله ها راه به جایی نمیبرد.حکمت ۱۶نهج البلاغه  یارب نظر تو برنگردد برگشتن روزگار سهل است

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز