همسایه ای که هیچ سلام و علیکی نداشتم اومده بود جلو درمون می گفت دخترتو بفرست بیاد خونمون خواهرزاده همسرم اینجاست باهم بازی کنن
خیلی طول کشید تا بفهمم کاری که خوشایند من نیست لزوما غلط نیست. انتظاراتی که از آدمها دارم هم لزوما درست نیست و اساسا من جای حق ننشستهام که متر و معیار درست و غلط باشم. این در ظاهر خیلی ساده به نظر میرسه ولی هم دهن من سرویس شد هم دهن زندگی تا من اینو بفهمم🙃
چندسال پیش، من و دوستم قرار داشتیم من رفته بودم خونه اش، داشتم مسواک میزدم که گفت میشه مسواکت رو بدی منم مسواک بزنم مال من گم شده، از تعحب دهنم باز موند(البته اونم قرار مهمی داشت و دندوناش زرد بود) گفتم نه جانم مسواک وسیله شخصیه گفت خودم میدونم ولی همین یه بار 😈
😈😈😈ما نسل بدجنس گرا هستیم،هرچه بدتر باشند،بیشتر جذبشان میشویم.😈ازکی اینقدر بدجنس شدی؟؟؟از وقتی که به ذات اصلی آدما پی بردم.😈مهربونا واقعیتا رو بهتون نمیگن،حقیقت رو همیشه از ما بدجنسا میشنوین. 😈یه دختر بد می ارزه به صدتا خوب!🖤.😈تا وقتی بد نشی نمیفهمن چقدر خوب بودی!😈😈😈.دَر حال مَرگ ████████▓99%.🖤🖤😈😈
همسایمون ۶ سالم بود یه خانم مسن بودن رفتم ازشون یخ بگیرم گفتن به شرطی یه قالب یخ بهت میدم بری جاربرقیتون رو بیاری برام جارو بکشی کمکم من بچه ۶ ساله اون زمان هنگ کردم رفتم خونمون و به مامانم گفتم و در افق های دور محو شدم🥲🫂
بعد یادمه یکی تو خوابگاهمون بود عروسی داییش به من گفت فلانی بیا عروسی داییم بشین زیر میز کل بزن همه فکر کنن منم خیلیم جدی بود سر این حرفش و چندبار بهم گفت😐
یا یکی به مامانم گفته بود یخچال جهاز دخترو بده به ما چشم مادر شوهر دخترمو کور کنم🙄