2777
2789
عنوان

کیو هیچوقت نمیتونی ببخشی و چرا؟

| مشاهده متن کامل بحث + 1149 بازدید | 66 پست

زنی ک با بابام وارد رابطه شد و زندگیمون رو خراب کرد

البته من بخشیدم نه به خاطر ذات کثیف اون چون ارزش بخشیدن نداره

بخشیدم چون خودم لایق آرامشم و نمیزارم قلبم قشنگم با نفرت اون آدم کثیف بشه

تو هر وضعیتی که بودی اگه مادر بودی یا فرزند اگه دانشجو بودی یا کارمند اگه پیر بودی یا جوون زشت بودی یا زیبا اولویت زندگیت فقط خودت باشه
خوش به حالت من خوبی هم به کسی نکردم وقتی فکر میکنم میبینم تو مسائل دیگران خودمو قاطی کردم وتو درسر ...

شما اون لحظه با توجه به شرایط و تجربه تون بهترین تصمیم رو گرفتین پس خودتون رو سرزنش نکنید مسول زندگی بقیه نیستین...

هر عملی عکس العملی داره ،اگه از برخوردهایی که باهاتون میشه ناراضی هستین خودتون رو تغییر بدین تا اونها هم تغییر کنند

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

مورد اول اینهمه ادم طبیعی تو خونه زایمان کردن  حالا تو هم یکیش ببخشش دیگه حالا

من همیشه از زایمان طبیعی متفر بودم و وحشت داشتم

اگه زایمان راحتی میبود شاید فراموش میمردم

ولی هم روند زایمان سخت بود هم بعد از زایمان تا چهل روز تو جا افتاده بودم نمیتونستم بدن کمک کسی کارامو بکنم

هم الان بعد از سه سال درد لگن و سوزش بعد از رابطه دارم گشادی وا..... ژن هم به کنار

خانواده شوهر منم. بیشرف جادوگر آشوب به پا کن. بد خواه شوهرم از همه عوضی تر. بی‌غیرت. پشت خانوادش(زن ...

دقیقا خواهرشوهر منم دستش توی دعا و جادوگری و ایناس اینقدر حسود اگه من ی مانتو بخرم خودشون دوتایی با مادرشوهرم پاره میکنن شوهرمم تا میگم مامانت اینکار کرده میخوام بهش بگم دعوا میکرد میگفت نمیخاد ول کن بخاطر همین همیشه اونا فکر کردن من مقصرم

فقط 3 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
مردم هرگز خوشبختی خود را نمی‌شناسند اما خوشبختی دیگران همیشه جلوی دید آنهاست  به داشته های خود عمیق تر نگاه کنید   
گاهی باید بسپاری به اون بالای دیدم که میگم  جلو چشمای خودم تقاص میدن

میشه راهنمایی کنی چطور بهشون فکر نکنیم به بدی هاشون.  من فکر میکنم اگه عصبانی نشم و جواب ندم اونا پررو میشن و هروز منو زیر پاشون له میکنن و منو بدبخت میکنن و حس  میکنم کم آوردم حس میکنم منو هالو فرض میکنن و اینکه به چشم یه ادم بدبخت و بیسواد و بیکلاس و کلا هرچی چیز بدی باشه منو اونجوری تصور میکنن نمیخوام کم بیارم . نمیخوان به چشم یه ادم بدبخت نگام کنن.  این فکرا باعث میشه نتونم ببخشم و اعصابم همیشه داغونه.  میخوام بیخیال باشم اما بعضی وقتها یاد کاراشون وحرفاشون میوفتم عصبانی میشم اخه من ندیدم اینا جواب کاراشونو ببینن. هروز اونا باکلاستر و محبوبتر میشن من هروز انگار عین ادم بدبختا میشم.  اونا پیشرفت میکنن من عقب موندم. بعضی وقتها میگم حقمه اینجور بلاهاسرم بیاد اونا حتما ادم های خوبی هستن چون هروز پیشرفت و شادی دارن اما من هروز از همه شون عقبتر میشم واسه من خیلی اتفاقات ناراحت کننده پیش میاد واسه اونا یک در هزار ممکنه پیش بیاد من فکر میکنم من مقصرم تمام اتفاقات بد هستم یعنی هرکی هربلایی سرم میاره انگار حقمه. اخه هیچوقت شاد نیستم ولی اونا شاد و شنگول و سرحال و جیب پر از پول . 

شما اون لحظه با توجه به شرایط و تجربه تون بهترین تصمیم رو گرفتین پس خودتون رو سرزنش نکنید مسول زندگی ...

اخه نمیدونی چی شد

یکیشون موند بین خانواده همسرشو کامل شکراب کرد الان خانواده شوهرش دودسته شدن دسته پدرشورش که اینا جزوشونن ارث گرفتن و دسته مادرشوهره بی ارث


یکی دیگه شون الان که شوهرش پیر شده همه جوونیشو برای این و پسرش گذاشته باز شروع کرده به گفتن میخوام طلاق بگیرم که من میدونم نمیگیره ولی شوهر پیرشو دق میده


یکیشون موند سرزندگیش شوهرش مریض شد زمینگیر شد  همه اموالشو به نام زنش کرد و مرد    حالا بهش میگم شوهرت میدونی که دوست نداشت این اموال رو ماه های اخر به نامت کردکه بمونه برای این دوتا بچه و نره برای پدرومادرش و برادر خواهرش که با همشون جنگیدی و دشمنت هستند      ولی گوش نمیده و سروگوشش برای ازدواج دوم میجومبه


یکی دیگه شون جدیده براش دارند عروسی پرخرج انچنانی میگیرن ولی میدونم دختره زندگی کن .‌‌‌‌‌...


مطمئن هستم بازم هست ولی حضور ذهن ندارم

میشه راهنمایی کنی چطور بهشون فکر نکنیم به بدی هاشون.  من فکر میکنم اگه عصبانی نشم و جواب ندم او ...

من بخشیدم تا آروم بشم ولی نگذشتم  و سپردم بخدا ...خانمی که روز عقدمون به خاطر اینکه دختر خواهرش رو بگیره واسه پسرش خودش رو به سکته زد و عقد رو خراب کرد...

البته موفق شد دختر خواهرش رو برا تک پسرش بگیره ولی الان بچه دار نمیشن و نمیتونه کاری کنه(یکی از دلایل مخالفتش با من این بود که چون 2ماه از پسرش بزرگترم بچه دار نمیشم و سنم زیاد!!!!!!!!!!!!!!!!! و دختر خواهرش 12سال از پسرش کوچیکتر بود)

شوهرم ،مادر شوهرم ،جاریم،برادر شوهرم ،پدر شوهرم شوهرم که اصلا آدم نیست بقیه هم با حرفاشون خیلی دلمو ...

عزیزم ولی فکر کنم خیلی دل نازکی 

آدم بامادرشم گاهی بحثش میشه وناراحتی پیش میاد ولی بعضی حرفا یه جوره بدی دل آدمو میشکنه تا اخر عمر جاش میمونه من با شوهرمم دعوا میشه ولی تنها کسی که هرگز نمی بخشمش مادر شوهر مه

عزیزم ولی فکر کنم خیلی دل نازکی  آدم بامادرشم گاهی بحثش میشه وناراحتی پیش میاد ولی بعضی حرفا ی ...

نه اصلا دل نازک نیستم خیلی پوست کلفت شدم تو این زندگی....این آدمهایی که گفتم اگه بدونی با دخالت ها و حرفاشون چه ضربه هایی به زندگیم زدن شاید باور نکنی.... امیدوارم مثل من رنگ خوشی و آرامش نبینن 

نه اصلا دل نازک نیستم خیلی پوست کلفت شدم تو این زندگی....این آدمهایی که گفتم اگه بدونی با دخالت ها و ...

عزیزم فقط بسپر بهخدا خودتو اذیت نکن بعدشم اگه شوهرت درک داشت دخالت هیچکس تو زندگیت تاثیر نداشت

خودم ۶سال از نفهمی شوهرم کشیدم میدونم چی میگی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز