سلام شوهرای شماهم حرف ها ورازاشونو ازشما پنهون میکنند؟
وحرف دلشون رو نمیریزن بیرون من خودم کلا ادم برونگراییم هر جا میرم باهمه حرف میزنم ولی همسرم اینطوری نیس حرفاشو ب من ک زنشم نمیگ حس میکنم بهم اعتماد نداره.. تا من حرف نزنم نمیزنه واقعا حالم بده همیشه هم میگم بهش سه تابرادرن اون دوتااینجوری نیس بامن ک زنداداششونم یعالمه حرف میگن(مجردن) ولی این اونجوری نیس خیلی تو داره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ولی شوهرم تا میرسه خونه هر چی در طول روز گذشته و اتفاق افتاده تعریف میکنه هیچی تو دلش نگه نمیداره😐
هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و.... شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه. ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔
چون میترسه رازش رو بر ملا کنی چون گفتی برون گرایی و زود باهمه صمیمی میشی و شاید حرفش رو بردی بیرون خونه اونم الان احتیاط میکنه
معبودم ... 🤲ای راهگشا در تاریکی ها...با کلید اجابتت ...قفل های درونم را باز کن...با تو که باشم، در جاده های تردید،...دستان توانای تو را میبینم ...قلبم در آسمان عشقت ...به پرواز در می آید واز شراب شیرین عرفانت مینوشم ..با تو در آغوش کرامتت ...ساکن میشوم ...با تو هیچ جاده ی پر پیچ و خمی وجود ندارد ...با تو دلم به عطر یاس های برکتت معطر میشود ...تو در جاده های خشکسالی ...تشنگی ام را به برکت نگاهت سیراب میکنی ...خدایا ! هر لحظه شکرت که کنارم هستی و مرا به غیر از خود وا نمیگذاری .
دوست داشتم همسرم یکم تودارباشه کل زندگیمونومیزاره کف دست هفت پشت غریبه دیگه آسیم کرده
برات دعا کردم که زود خونه دار بشی به این میگن امضای نافع
معبودم ... 🤲ای راهگشا در تاریکی ها...با کلید اجابتت ...قفل های درونم را باز کن...با تو که باشم، در جاده های تردید،...دستان توانای تو را میبینم ...قلبم در آسمان عشقت ...به پرواز در می آید واز شراب شیرین عرفانت مینوشم ..با تو در آغوش کرامتت ...ساکن میشوم ...با تو هیچ جاده ی پر پیچ و خمی وجود ندارد ...با تو دلم به عطر یاس های برکتت معطر میشود ...تو در جاده های خشکسالی ...تشنگی ام را به برکت نگاهت سیراب میکنی ...خدایا ! هر لحظه شکرت که کنارم هستی و مرا به غیر از خود وا نمیگذاری .
بعضی چیزا رو میگه بعضی چیزا رو نمیگه اونروز تو گوشیش دیدم تو شرکت قرعه کشی گذاشته به من نگفته بهش میگم بابا لامصب مثلا اگه میگفتی من میگفتم نذار؟؟چرا نمیگی؟؟میگه میخواستم سورپرایزت کنم
من همونم که تا میدیدیم ذوق میکردی 💔حالا اما فاز غم میگیری💚💚