2821
2789
عنوان

نا امیدم🥺

237 بازدید | 20 پست

میشه بگید چطور با نا امیدی کنار بیام؟

زندگیمو تموم شده می بینم هیچ جرقه ای واسه ادامه دادن نیست،حتی حس و حال صحبت کردن هم ندارم بیشتر با اشاره حرفامو می رسونم،چیکار کنم؟

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
چن سالته

20

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

جرقه👇🏻

کتاب معجزه شکرگزاری رو تهیه کن تمریناشو با عشق و ایمان انجام بده از بیست و یک روز معجزه ها وارد زندگیت میشن

 نتـࢪسـون عاشقـاࢪو از این ڪولاڪ تـاࢪاج🖋به خاڪ افتـادن از عشـق ، پَࢪ و بالِ به معࢪاج 🖋  نه تیࢪ و دشــنھ ، نه داࢪ و زندون🖊 ستــاࢪه ها ࢪو از شـب نتـــࢪسون♥    ʕ´•ᴥ•`ʔ 
چرا چند سالته ومجردی

چون زندگیم ارزشی نداره،بیست سال از سال هایی که باید زیباترین لحظات زندگیم می بودن رو با غم گذروندم

20

ارە مجرد

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
دانشجو هستی؟

نه

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
جرقه👇🏻 کتاب معجزه شکرگزاری رو تهیه کن تمریناشو با عشق و ایمان انجام بده از بیست و یک روز معجزه ها ...

هیچ معجزه ای در کار نیست بارها سعی کردم ولی تهش واقعیت تلخه که هر روز یه تلنگر میزنه

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
هیچ معجزه ای در کار نیست بارها سعی کردم ولی تهش واقعیت تلخه که هر روز یه تلنگر میزنه

جرقه اومد واست ولی بهش اهمیت ندادی🌹

 نتـࢪسـون عاشقـاࢪو از این ڪولاڪ تـاࢪاج🖋به خاڪ افتـادن از عشـق ، پَࢪ و بالِ به معࢪاج 🖋  نه تیࢪ و دشــنھ ، نه داࢪ و زندون🖊 ستــاࢪه ها ࢪو از شـب نتـــࢪسون♥    ʕ´•ᴥ•`ʔ 
عزیزم یه حرفه ای یاد بگیر..درس بخون...هنر یاد بگیر

چه هنری؟

من خودم نقاشی می کردم از یاس و غمگینی دیگه حالمو خوب نمی کنه

آواز می خوندم دیگه حس و حال نمیده

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
چون هیچ وقت برای تغییرش تلاش نکردی فقط نگاه کردی

چطور باید تلاش کرد

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز