2777
2789
عنوان

نا پدری من

| مشاهده متن کامل بحث + 7020 بازدید | 132 پست
کاش‌ب همین‌سادگی بود بابام اونقدرا ک درامد نداره ک بیاد توی شهر زندگی کنه حتا بیزاره از اینجا زندگی ...

خوب بزار برادرت بمونه پیش مامانت شما که خطراتی دنبالتونه برید پیش پدرتون یه مدت زندگی کنید هروقت که برادرتون خونه جور کرد برگردید با پدرتون سه تایی اونجا زندگی کنید نهایتشم پدرتون نیومد خودتون برگردید پیش برادرتون

اخلاق و رفتار  ناپدریت خیلی زشته ،ولی ی جایی حق داره بنده خدا ی زن گرفته قرار نیست خرج تو ودادا ...

واقعا شما نمیدونید 

ولی داداشم در امدش از شوهر مامانم بیشتره اون واس خرج داداشمو بده من‌ک‌گفتم تاحالا خرج مارو نداده حتا هزار تومننن ما ک لنگ پول اون نیستیم خداروشکر بیشتر از اونو داریم منتها چون ادم کثیفی هستش این حرفارو میزنه

حتا داداشم بعضی وقتا برنج‌میگیرخ مرغ میگیره واس خونه واس مامانم چقدر خرید میکنخ واس من ک همیشه لباسو اینا میخره بابامم پول تو جیبیامو میده ولی اون حتا واس مامانم لباسم‌نمیخره واس بچه کوچیک خودشم هیچی‌نمیخره اصلا انقد ادم‌کثیفیه ک پولش برکت نداره براس نمیمونه 

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت ۴۵ دقیقه‌ای دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی داره، هم یه کد ۴۵۰ هزار تومنی داره.

کد: NS450

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

هر چقدر بگم ادم‌کثیفی هست کم گفتم  وقتی‌تو اتاقم اون تو سالن هی حرفای بد میزنه مامانم بهش میگه ...

دختر گلم قبول کن در خطری سنت کمه این چیزا رو

نمیدونی میذاری به حساب بی تربیت بودنش اما

قضیه از این چیزها بدتره این داره به خیال خودش

رو مخت کار میکنه ازش بترس 

حرفاتون درسته  ولی من دارم ایندمو درست میکنم اینجا میخام خلاص شم واس همیشه از دسشون اونجا‌هیچ ...

فقط تا زمانیکه برادرتون یه خونه جور کنه تحمل کنید اونجارو بعدش دیگه برمیگردید ، خدایی نکرده اگر این اقا بلایی سرتون بیاره دیگه حتی نمیتونید یک لحظه هم در مورد اون اینده ایی که میگید دارم میسازم فکر کنید بدتر افسردگیو مسائل دیگه میاد سراغتون 

ادمی ک ب مادر و خاهر خودش فهش زشت ميده  مثلا میگه مادر خودمو فلان‌میکنم خاهر خودمو فلان‌میکنم ...

بهش حق نمیدیم ولی تمام این رفتارهاش بخاطر حضور تو وداداشته میخوادشما خسته بشید برید پیش پدرتون.عمدا این کارها رو انجام میده.

در حسرت دیدار پدری ب سر میبرم ک آخرین بار دستش توی دستم بود ولبخند روی لبش خشک شد ومنو تنها گذاشت .از وقتی رفت منم خندیدن رو فراموش کردم میشه برای شادی روحش ی صلوات بفرستی.سپاسگزارم
ادمی ک ب مادر و خاهر خودش فهش زشت ميده  مثلا میگه مادر خودمو فلان‌میکنم خاهر خودمو فلان‌میکنم ...

بیچاره مادرت از شوهر شانس نیاورده،پدرت کار نمیکرد وناپدریت بی ادب وپول نمیده کاش مادرت طلاق نمیگرفت.

در حسرت دیدار پدری ب سر میبرم ک آخرین بار دستش توی دستم بود ولبخند روی لبش خشک شد ومنو تنها گذاشت .از وقتی رفت منم خندیدن رو فراموش کردم میشه برای شادی روحش ی صلوات بفرستی.سپاسگزارم
واقعا شما نمیدونید  ولی داداشم در امدش از شوهر مامانم بیشتره اون واس خرج داداشمو بده من‌ک‌گفتم ...

برو پیش بابات درس هم غیر حضوری بخون توی

این خونه امنیت نداری شیطان وقتی میره تو

جلد کسی بهش شجاعت انجام هر کار غلطی رو میده

پس فکر نکن میترسه نمیتونه اگه میترسید این

رفتار رو انجام نمیداد چند وقته از این کارها میکنه 

دختر گلم قبول کن در خطری سنت کمه این چیزا رو نمیدونی میذاری به حساب بی تربیت بودنش اما قضیه از این ...

ن اتفاقا ازش ۱ درصدم‌نمیترسم فقط نمیخام حرفی بزنم تا دس از سرم‌برداره 

شما ب ادمی ک جلو ی دختر اسم جاهای خصوصی بدنو میگه حق میدین ادمی ک با لباس زیر میگرده تو خونه  

حتا قبلا دوسال پیش من یخورده خوب بودم باهاش و زیاد جدی نمیگرفتم حرفاشو میگفتم‌میخندیدیم اونم کارای بی ادبانشو میکرد ولی من توجهی نمیکردم مثلا ی روز مهمون داشتیم خاب بودن تو سالن اونم ماملنمو اورد تو اتاقم افتاد روش و ب منم گفت ک اره تو حواست باشه کسی نیاد 

فقط اینکارا میکنه تا من ببینم .. مامانم‌میگه بریم تو اتاق خودمون ولی اون همش اسرار داشت تو اتاق من اینکارارو کنن انقد عصبی میشدم 

پس اسی عزیزم این تاپیکو برا چی زدی مگه نزدی که بهت کمک کنیم؟ خب شما که هرچی میگیم میگی نمیشه...

درسته حق دارین ولی پیش بابام نمیتونم برم اونجا اصلا خوب نیست شما ک ندیدین اونجارو بعدم بابام ک خونه نداره اونجا پیش مامان بزرگم زندگی میکنه بعدم داداشم ک نمیزاره اونجا برم اینم ک از این قضیه ها خبر نداره ب خیال خودش شوههر مامانم ی ادم نرماله هیچیو نمیدونه 

درسته حق دارین ولی پیش بابام نمیتونم برم اونجا اصلا خوب نیست شما ک ندیدین اونجارو بعدم بابام ک خونه ...

چرا ب برادرت نمیگی ناپدریت چکار میکنه؟

در حسرت دیدار پدری ب سر میبرم ک آخرین بار دستش توی دستم بود ولبخند روی لبش خشک شد ومنو تنها گذاشت .از وقتی رفت منم خندیدن رو فراموش کردم میشه برای شادی روحش ی صلوات بفرستی.سپاسگزارم
برو پیش بابات درس هم غیر حضوری بخون توی این خونه امنیت نداری شیطان وقتی میره تو جلد کسی بهش شجاعت ...

از وقتی با مامانم ازدواج کرد‌

من اون موقه ها بچه بودم ولی تو روحیم خیلی تاثیر گزاشت من فقط ۱۳ سالم بود همه این چیزارو دیدمو شنیدم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز