من مسکن ملی به اسم خودم نوشته بودم دوسال پیش بعد دوسال گذشته هیچ کاری هم نکردن دیروز فهمیدم وامش شده ۵۵۰میلیون به شوهرم گفتم تا موقع تحویل بیشتر هم میشه گفتم بیا خونه زودتر بخریم سرم خیلی داد زد گفت نه نمیخواد سختته از اسمت دربیار بریم محضر بکن به اسم من به جای اینکه منو آروم کنه بدتر اعصاب منو خورد میکنه فکر خودشه فقط انگار ن انگار من با این زندگی میکنم
فکر میکنه من اینطوری هستم وامش هم به اسم من میمونه نگران قسطاشم میگه تو ک نمیخوای بدی نگرانی
برای همین میگه سختته بده به من
واقها ناراحت میشم از حرف زدناش چقدر گریه کردم چون از صبح نگران اظطراب زده بودم گفتم بیاد خونه حرف بزنم باهاش آروم تر میشم بدتر حالمو خراب تر کرد استرسم چندین برابر شد
از وقتی اسم نوشتیم اعصاب روان من خورده فقط
من دوست داشتم زودتر خونه بخریم چون من طلا دارم وام هم داره هم ماشین گفتم اینطوری بهتره تا اونا اینطوری خونه با عذاب بدن