2777
2789
عنوان

هیز

608 بازدید | 23 پست

بچه ها یه چند وقتیه پسر فامیلمون امروز رفتیم خونش.

منم لباسم تقریبا خیلی بد نبود 

بعد اونجا پسر فامیلمون که دو قلو هستن یکیشون خیلی کن نگاه میکنه با مرام تره 

ولی اون یکیش خیلی سنگین خیره میشه که باعث میشه سنگینی احساسشو حس کنم و سرخ میشم و خجالت زده میشم انگار میخواد تهدید کنه یا میخواد کاری بهم بکنه به نظرتون چی تو مغزشه....

نمیدونم نگاه میکنن یا نه ولی من احساس میکنم یکی داره نگام میکنه مثلا همون پسره اولیه نه دومی 

نگاه میکنه بعد دوباره روشو برمیگردونه دوباره این کارو میکنه در حقیقت من ۳ ساعته اونجا بودم زهر ماری شر برام.

یه بارم اومدن خونمون من لباسم تنگ بود هعییی نگاه می‌کرد انگار مثل یه فروشنده بود که نظر میداد 

خیلی چهرش و نگاهش برام آزارددهنده بود نمیدونم چرا کسی متوجه نگاهش نمیشد 

مثلا داداشش نزدیکم میشنست هعییس نگاه می‌کرد نگاه من و داداشش می‌کرد 

 


خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

نمیشه کاریش کرد

جلوش‌کمتر برو

یه روی توی یه نقطه ای از زندگیت قرار میگیری و برمیگردی به سختی های پشت سرت نگاه میکنی، میبینی تو باید این سختی هارو میکشیدی، باید از این درد ها عبور میکردی ، باید این اتفاق ها میوفتادن تا تو به جایی که الان هستی برسی❤️🌸
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108