2777
2789

من مجردم و همیشه دوست داشتم با عشق ازدواج کنم،عاشق شدم،تلاش کردم ولی نشد...همیشه جای خالی عشق رو تو زندگیم حس میکنم دوست دارم به کسی محبت کنم و محبت بگیرم ولی خب خدا فعلا برام نخواسته..من ۲۵ سالمه و مامانم خیلی خیلی نگران ازدواجمه و این حسس رو من هم تاثیر گذاشته که داره دیر میشه انگار..راستش فکر میکنم شاید دیگه هیچوقت موقعیتش پیش نمیاد عاشق بشم هر کی هم منو میبینه میگه ازدواج نکردی؟ خب دست خودم که نیست! بایدپیش بیاد!..چند وقته بی انگیزه ام و احساس ناراحتی و تنهایی شدید میکنم احساس خلا دارم...خلاصه که بیاین از ناراحتی های زندگی متاهلی بگید تا یه کم اروم شم و ادامه بدم به زندگی...شاید فان به نظر برسه ولی خب واقعا نیاز دارم به این حرفها..امیدوارم درک کنید🙏

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

موقعیت ها رو گاهی اوقات باید خودمون ایجاد کنیم.

کاربر آقا: وقتی جنگ آغاز شود، سیاستمدار گلوله، ثروتمند نان وفقیر فرزندش را میدهد.                                               جنگ که پایان یافت، سیاستمداران دست یکدیگر را می فشارند، ثروتمندان قیمت ها را افزایش می دهند و فقرا سرگردان به دنبال قبر فرزندان خود می گردند.                                                        اگر کوسه ها آدم بودند!  بی شک مذهبی اختراع میکردند   و به ماهی ها یاد میدادند   زندگی واقعی در شکم کوسه ها آغاز میشود.                                                             برای انهدام یک تمدن سه چیز لازم است:.                خانواده_ نظام اموزشی_ الگوها، برای اولی منزلت زن را باید شکست، دومی منزلت معلم، سومی منزلت بزرگان و اسطورها.                  ملت ها را از تاریخشان دور نگهدارید، در این صورت به راحتی کنترل می‌شوند.                                        

بعضی روزا که خیلی فشار زندگی و این حجم از مسئولیت رو شونه هام سنگینی میکنه 

یه گوشه مبشینم 

به اتاقم و اون پتوی آبیه مجردی هام فکر میکنم 

میگم کاش میشد چند ساعت برگردم به اون دوران 

پتوم رو بکشم روی خودم و بی دغدغه و بی استرس بخوابم 

کاربری دست ۳۷۴ نفر است😌 

اینکه گاهی احتیاج دارم تو خودم باشم ولی باید مقابل شوهر و‌بچه ها وانمود کنم خوب و با نشاطم تا اونا هم ناراحت نشن

بله من منطقی تصمیم میگیرم و با احساساتم برای تصمیمی که گرفتم عزاداری میکنم 🙂😕 کتاب، شعر، موزیک و فیلم حالمو خوب میکنن 🌿

خواهرم شما که سنی نداری 25 سال که تازه اول راهی

زندگی در کنار شوهری که صب میره سر کار شب میاد میگیره میخوابه

و تو از صب تا شب باید زل بزنی به در و دیوار

اگه از خونه بخوای بری بیرون باید با اجازه ی اون باشه

مدام باید حرص خانواده ی شوهر رو بخوری ، تازه تو این سایت چقدر خانوم هست که داره از کتک کاری شوهراشون میگن بعضیها زندگیهاشون شروع نشده تموم میشه فقط برای اینکه تو ازدواج عجله کردن و درست فکر نکردن حالا شما با 25 سال سن که تازه داری بزرگ میشی میگی دیر شده

نه خواهر من دیر نشده فعلاً درستو بخون و از مجردی لذت ببر انشالله ازدواج موفقی هم خواهی داشت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792