2777
2789
عنوان

ی خاطره

237 بازدید | 16 پست

ی خاطره خنده دار براتون میگم ۲۰سال قبل 

دبیرستان بودم فامیل دوستم علیزاده بود تو حیاط عجله داشتم کارش داشتم اومدم اسمشو بلند صدا بزنم  روم نشد اسم کوچکشو بگم داد زدم علی بیا 

ی معلمم آقا بود تو حیاط برگشت خ بد بهم نگاه کرد

یبارم داشتم والیبال بازی میکردیم معلم عربیمون روحانی بود دوستم اونور تور بود توپ زد و ساعد و فلان رسید اینور جا موندم توپ خورد زمین بعد رفت هوا بعدش دقیق،تو عمامه معلم عربی مون فرود اومد خورد تو سرش🥴😅🤕🤕🤕🤕داشت رد میشد 

 ما هم همه متفرق شدیم نفهمه تقصیر کی بود 

طفلی بنده خدا 

 

خوبه ضربه گیر داشته🥴

کاربر khestara70 که رمزشو فراموش کرده🥴---دوستان پروفایلم به هیچ فرقه ای ربط نداره این یک سحابیه،سحابیه چشم خدا یا مارپیچ، که از گاز و گردو غبار تشکیل شده سحابی ها گورستان و زایشگاه ستاره ها هستن همینطور از قشنگیای افرینش🙂البته تو این عکس زیادی اب و تابش دادن عکس واقعیشو میتونین سرچ کنین😍

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من شوهرم تاسه بعد با خانوادم و خانوادش رفته بودیم بیرون اونم طبق معمول همیشه میره بالاسر کباب بعد نشسته بود بچها ی زغال پرت کردن صاف اومد وسط سر تاسش نشست همه زدن زیر خنده وسط سرش سوخت طفلی😂

خوبه ضربه گیر داشته🥴

ولی قبلش یبار توپه ب زمین خورد سرعتش کم شد نرم اومد قشنگ وسط سر اون بنده خدا 

حالا اونم در حال حرکت بود 

ینی قشنگ قوانین فیزیک رو حل کردیم😅

 

ماهم الان همو با فامیل صدا میزنیم😍😂البته "ی" اخرش رو برمیداریم

مثلا فامیلیِ رفیقم رضایی هس بهش میگیم رضا.😂فامیلی اون یکی رفیقم‌امیری هس بهش میگم‌امیرررر😂😂😂😂

دیبایی ساختم ک ب بودنش افتخار میکنه:)🤌🏻🤍  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2833
2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز