سلام دوستان دلم خیلی پره از دست این عروسم خدایا هدایتش کن. امروز ساعاتای۱۲ظهر رفتم خونه داداشم البته دعوت نبودم به قصد دیدن داداشم رفتم نهار هم نخورده بودم این عروسم اومد مثل جن جلوم نشست احوال پرسی کرد بعد گفت ما نهار خوردیم بعد با یک لحن تند بهم گفت اگه نخوردی برات درست میکنم منم به قصد نهار نرفته بودم ولی این رفتارش درست نیستن ناسلامتی من مهمونش بودم آدم نمیاد از مهمون نمیپرسه که برات غذا درست کنم هفته پیش مامانم رفته بود همین جوری کرده خیلی آدم خسیس هست وقتی مامان و بابای اون میان براشون همچین غذاهای درست میکنه که نگو برای ما اصلا اگه دعوتش کنیم خونمون مثل بت میاد میشینه میخوره میره واسه ما تب داره داداشم دست چه زنی افتاده دلم میخواد طلاقش بده تا بدونه دنیا دست کیه
یه صلوات برای سلامتی و عاقبت بخیری دخترکم میفرستی ؟ تخصص عالی در زمینه گذشتن از موقیت ها ی مختلف زندگی و گفتن جمله واااای خدایا من چرا اینقد خر بودموامروز به تاریخ ۱۶/آذر/۱۴۰۲ بی بی چک من مثبت شد و نی نی ناخواسته اومد تو دل من.مامانم من خیلی خوشحالم ولی بابا زیاد راضی نیست و اخم تخم کرده ولی من از همون ثانیه عاشقت شدم.بخاطر بیماریم استرس مریض شدنتو دارم ولی تورو سپردم به حضرت زهرا و از خدا میخام زیر بیرق ائمه نگه دارت باشه عزیزکم.خدایا شکرت..خب خب انگار بابا فندقو قبول کرده بلاخره🫡😂و داره کم کم باورش میشه پدر شده...امروز ینی ۸ بهمن من فهمیدم فندق یه دختر چادر زریه🥺🥹و من همونجا روی عکس سیاه سفید مانیتور گل سرا و دامن چین چینشو تصور کردم و از ذوق مردم براش ولی طبق پیش بینیم بابای دختری اصلااا خوشحال نشد و یک روز کاااامل رفت توی قیافه..میدونم عاشقش میشه حتی بیتشر از من و مادر خودش ولی خب...امروز ینی۲۷مهر نورجهان من ،دخترک شیرین و عزیزم دوماه و چند روزشه و شده همه ی زندگی منو باباش🥹 خدایا شکرت خودت نگه دارش باش و حفظش کن برامون
اونا هم بدون دعوت میرن و غذا خوب میزاره؟ اگه آره حق داری. البته کلا سعی کن با اطلاع بری خونشون اونم مثلا غروبی چیزی. اگه دیدی بازم بد برخورد کرد. داداشتو دعوت کن خونتون
آقا خونمون نزدیکه چه نیازی هست که خبر بدیم واسه ما هیچی واسه خانواده خودش هست
اواااااااا.
ببخشید ببخشید ولی اوجججججج بیشعوریه بدون خبر جایی برید شاید اصلا برنانه داشتن با رفتن شما بهم خورده
یه صلوات برای سلامتی و عاقبت بخیری دخترکم میفرستی ؟ تخصص عالی در زمینه گذشتن از موقیت ها ی مختلف زندگی و گفتن جمله واااای خدایا من چرا اینقد خر بودموامروز به تاریخ ۱۶/آذر/۱۴۰۲ بی بی چک من مثبت شد و نی نی ناخواسته اومد تو دل من.مامانم من خیلی خوشحالم ولی بابا زیاد راضی نیست و اخم تخم کرده ولی من از همون ثانیه عاشقت شدم.بخاطر بیماریم استرس مریض شدنتو دارم ولی تورو سپردم به حضرت زهرا و از خدا میخام زیر بیرق ائمه نگه دارت باشه عزیزکم.خدایا شکرت..خب خب انگار بابا فندقو قبول کرده بلاخره🫡😂و داره کم کم باورش میشه پدر شده...امروز ینی ۸ بهمن من فهمیدم فندق یه دختر چادر زریه🥺🥹و من همونجا روی عکس سیاه سفید مانیتور گل سرا و دامن چین چینشو تصور کردم و از ذوق مردم براش ولی طبق پیش بینیم بابای دختری اصلااا خوشحال نشد و یک روز کاااامل رفت توی قیافه..میدونم عاشقش میشه حتی بیتشر از من و مادر خودش ولی خب...امروز ینی۲۷مهر نورجهان من ،دخترک شیرین و عزیزم دوماه و چند روزشه و شده همه ی زندگی منو باباش🥹 خدایا شکرت خودت نگه دارش باش و حفظش کن برامون