یه پسره بود عرب بود بعد سبزه ریش ها خوشگل مشکی قد و هیکل متوسط رو به خوب در برابر من هیکلی
عینک هم داشت یک ذره هم انگار یک چشمش ضربه خورده بود کخ به نظرم جذاب تر هم شده بود همکارمم بود توی یک جلسه دیدمش خیلی بهش فکر میکنم
مغرور و جدی و سنگین هم بود فقط یکبار برکشت گفت میبینی پشت سزم
داشنتم عکسا رو نگاه میکردم توی چندتا عکس به من زل زده بود