دخترم یک سالشه پسرعمه ی شوهرمم ۱۲سالشه گیر داده من با دخترتون ازدواج میکنم اون شب خونشون بودیم بتا من دست نداد میگفت ب مامانش هرچی باشه مادر زننه روم نمیشه هرچیم ب شوهرم میرسه میگه عشقم چچیکار میکنه دخترمو ک میبینه چش ازش ور نمیداره نمیدونم یا من خیلی حساس شدم یا مسخره س ولی میترسم دخترم یکم دیگه بزرگ شه ما زود زود میریم خونشون
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
وسط گریه وسط تک تک مشکلاتم وسط تک تک ناراحتیام وقتی بهت فکر کردم ناخوداگاه لبخند اومده رو لبم 🙂و ،وقتی میخندی انگار من هیچی کم ندارم🙂خدایا مهربونم خودت از دلم خبر داری منو به حاجت قلبیم برسون میشه برای حل مشکلاتم یه صلوات مهمونم کنی؟🥺🥰
برا بحث نیومدیم،انشاالله برای رضای خدا.جواب ابلهان خاموشی. من آنچه شرط بلاغست با تو میگویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال. در هر حالی خدا رو فراموش نکنیم ، برای خوشنودی خدای مهربون کار کنیم ، نه برا دل خودمون و نه برای دل دیگران. که این است آخر عرفان .