شوهرم منو بلاتکلیف میذاره با اینکه کراش م بود و خودم خواستم بیاد خواستگاری ولی اعصابم بهم میریزه امروز ساعت ۶ پیام داده میای شام منم گفتم دیر وقته نمیام یه بار درست حسابی منو دعوت نکردند بلد نیستند چیکار کنند مادرش بهم زنگ نمیزنه حالم بپرسه اما نامزدم انتظار داره من برم پیشش کمک کنم بهش چون دستش شکسته تومخیه