من و مامان و بابام با دوتا خواهرام و شوهراشون اومدیم شمال ولی من همش تنهام ، همه زن و شوهری راه میرن و منم اصلا بهم خوش نمیگذره ، همش حس تنهایی بهم دست میده ، خواهرام اصن توجه نمیکنن که خواهر دیگه ای هم دارن یا ن ، حس راحتی ندارم ، همش مجبورم پشت سر همه تنها قدم بزنم ، الانم همه رفتن لب دریا من دلم نمیخواست بیشتر از این حس تنهایی بهم دست بده واسه همین موندم تو ویلا
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
پسر هستم...« به یاد داشته باشید که تنها راهی که میتوانید به طور کامل از عشق در زندگی لذت ببرید این است که تصمیم بگیرید به چیزی «مهمتر از عشق» در زندگیتان بپردازید »