2777
2789
عنوان

خواستگار

239 بازدید | 15 پست

آخرای فروردین ی خواستگاری بهم معرفی شد قرار شد اول خودمون حرف بزنیم بعد اگه اوکی شد ادامه بدیم..ی بار حرف زدیم و عکس همو دیدیم..بعدش با خواهرش بیخبر اومدن سرکارم ک من نبودم اون روز..بعدش دیگه نه هیچ حرفی زد نه دوباره اومدن 

ب نظرتون چی شدن؟😁فک نکنین خیلی دوس داشتم ازدواج کنم اتفاقا اصلا..ولی برام سواله چرا اینجوری کردن

:)

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

منم انشاءالله اخر این ماه قراره خاستگار بیاد برام عکسمو مادر پسره دیده پسندیده ولی نمیدونم پسره خودش پسندیده یا ن

از یکی پرسیدم ک اشناشون هس گفت اصل کار مادرشه و تصمیم اول و اخرو میگره

ولی نگرانم حالا توکل برخدا ببینم چی صلاحه

میشه به نیت ازدواجم یه صلوات بفرستی عسلم؟🥺💛
اگه همکارات قابل اعتمادن و بدگویی نکرده باشن، احتمالا براشون ی کاری چیزی پیش اومده‌ و باز تماس میگیر ...

نه بدگویی نکردن چون دو تا همکار باهم بودن فقط گفتن الان اینجا نیس فردا پس فردا میاد ماهی ی بار می‌ره جلسه از این حرفا حتی نپرسیدن شما کی هستین بندگان خدا 

:)
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792