2777
2789
عنوان

دلم برا بابام خیلی میسوزه 😞

474 بازدید | 24 پست

چند سال دهات زندگی میکردن ی حیاط داشتن ک با عموم مشترک بود از پدربزرگم مونده بود بعد عموم بعد چند سال اومد دیوار کشید بین حیاط حیااط ما موند پشت قواره بعد پدرم میخواست ی اتاق بسازه عمم اومده بود گفته بود تو این حیاط ما سهم داریم نمیخواد خرج اینجا کنی دیگ پدرم ول کرد نا گفته نماند حیاط هم خرابه بودا  مامانمم چند سال گفت ی زمین بخر خونه بسازیم همش پشت گوش انداخت ،مامانمم دید کاری نمیکنه گفت من دیگ اینجا نمیمونم کوچ کنیم پدرمم اول راضی نمیشد انقد مامانم اصرار کرد ک راضی شد کوچ کردن شهر مستاجری ،الان پدرم خیلی پشیمونه حوصلش سر میره اونجا دوست و رفیق زیاد داشت ولی اینجا هیچکیو نداریم فقط منمو شوهرم شوهرمم روابط عمومی خوبی نداره اصلا زیاد نمیاد خونشون .مامانم اینا عادت کردن با همسایه ها رفت آمد میکنن ولی دلم برا پدرم میسوزه ماهی ۲۱۰۰هم اجاره باید بدن😞

باپول اجاره اونجا خونه بگیرن ضمنا این دم اخری عمرشون بزار تو طبیعت کنار رفیقاشون باشن

یادت باشه تو این دنیا هیچ چیزی از هیچ کسی بعید نیست... اگر مادر شدی یادت نره اول تو باید شاد و قوی باشی تا بتونی شاد بزرگش کنی یک بچه از همون روز تولدش نگاهش به خنده های مادرشه نه رنگی بودن اتاقش...     شوهر خدا نیست نون شبت گرو اون نیست پس از سر ناچاری کنارش نمون اگر حرمت گزار نیست .

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خب همونجا تو دهات خونه میساختن

میگم ک مامانم صدبار گفت ی زمین بخر خونه بسازیم همش گفت باشه ولی نکرد .از اولش فکر زندگی نبود الانم همش غر میزنه ب جون مادرم

آره، کسی که توی روستا زندگی میکنه زندگی توی شعر براش سخته چون کسیو نمیشناسه. اینجا تا میری بیرون همه رو میشناسی میگی میخندی. جایی که کسیو نشناسی دلت میگیره، به خصوص برای مردا

باید همون زمان که پدربزرگت زنده بود اون قسمتو به نام خودش میکرد که عمه هات نیان چیزی بگن

دم آخری عمرشون 😐😶🤐

حالا نخورینم منظورم دوران میانسالی و پیری بخاطر روحیشون سلامتیشونم تحت شعاعه

یادت باشه تو این دنیا هیچ چیزی از هیچ کسی بعید نیست... اگر مادر شدی یادت نره اول تو باید شاد و قوی باشی تا بتونی شاد بزرگش کنی یک بچه از همون روز تولدش نگاهش به خنده های مادرشه نه رنگی بودن اتاقش...     شوهر خدا نیست نون شبت گرو اون نیست پس از سر ناچاری کنارش نمون اگر حرمت گزار نیست .
جونن پیر نیستن ۴۵سالشه پدرم .در ضمن من نگفتم مامانم اصرار کرد

پس کم کم کنار میاد بااین جو

یادت باشه تو این دنیا هیچ چیزی از هیچ کسی بعید نیست... اگر مادر شدی یادت نره اول تو باید شاد و قوی باشی تا بتونی شاد بزرگش کنی یک بچه از همون روز تولدش نگاهش به خنده های مادرشه نه رنگی بودن اتاقش...     شوهر خدا نیست نون شبت گرو اون نیست پس از سر ناچاری کنارش نمون اگر حرمت گزار نیست .
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز