2777
2789
عنوان

دیگه بریدم...

| مشاهده متن کامل بحث + 1409 بازدید | 114 پست

از اونطرفم دختر عمه ها و دختر عموها هی میگفتن بابات که وضعش توپه مثلا برای تولد ما طلا مسخره و لپتاپ و ماشین هدیه میده پس چرا شمارو دوست ندارم!!!! من خیلی افسرده شده بودم و از پدرم متنفر بودم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

گذشت و ما ازدواج کردیم. (من خیلی خلاصه میگم که خسته نشید) توی زندگی شوهرم اوایل بد نبود اما پدر نامردم هی تو گوش شوهرم میخواند به زن نباید رو بدی! من خودم پول به زنم نمی‌دادم و زن نباید پول تو دستش باشه و ...

وقتی باردار شدم خانواده شوهرم هی میگفتن باید پسر باشه ما فقط پسر می‌خوایم و ... خیلی استرس بهم میدادن. از اینطرف استرس اینا از اونطرفم هم فهمیدم شوهرم خیانت کرده

ی مدت بود هی بهم می‌گفت دوستم نامزد کرده ولی بلد نیست با خانما چطور رفتار کنه تو بگو زنا چی دوست دارن تا من دوستمون راهنمایی کنم. منم ساده بودم بهش میگفتم مثلا گل بخره واسش هدیه بخره واسش ببرتش رستوران و ... 

نگو شوهرم خودش با کسی در ارتباط بود و اینا رو از من میپرسید که واسه اون طرف انجام بده  

ی مدت بود هی بهم می‌گفت دوستم نامزد کرده ولی بلد نیست با خانما چطور رفتار کنه تو بگو زنا چی دوست دار ...

اگه‌میتونی از این‌آدم عوضی جدا شو

یک کلام ، ختم کلام ، با تو بکام ، بی تو تمام

وقتی فهمیدم حالم خیلی بد شد خیلی.... فک میکردم حداقل اینبار پدرم ازم حمایت می‌کنه رفتم به بابام گفتم این نامرد به زن باردارش خیانت می‌کنه اما بابام چکار کرد! اومد جلو شوهرم زد تو گوشم گفت گفت خفه شو گوه میخوری با شوهرت اینجوری حرف میزنی!!! سرم داد زد گفت ساکت شو غلط می‌کنی حرف بزنی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز