به نظرم انسان تو هر سنی برداشت و تعریف متفاوتی از زندگی داره عواملی مثل رفاه مالی و طبقه اجتماعی و تحصیلات می تونن دخیل باشن ، خوش به حال کسی که مفهوم زندگی درک کنه ، زندگی کوتاهه ، بعضیا زندگیشون صرف شغلشون می کنن بعضیا به خانواده مثل خانم های خانه دار بعضی صرف ماجراجویی بعضی خوشگذرونی خیلیا ممکنه دو یا چند مورد با هم داشته باشن ، بعضی وقت ها پیش میاد که تو آیینه خودم میبینم کمی فکر می کنم و از خودم می پرسم که تو کی هستی ؟ اگه بخوام خودم رو تو یک کلمه یا جمله تعریف کنم چی می گم ، آیا از خودم راضی هستم؟ هدف از خلقت من چی هست ؟ لحظه مرگ چطور هست ؟ بعد از مرگ چقدر طول می کشه که از ذهن دوستان و خانوادم محو بشم و نبودم برای اونا عادی بشه ، چقدر از لذت ها و درد های دنیا رو تجربه کردم؟ اگه به گذشته برگردم چه کار هایی انجام می دم و چه کاری نمی دم؟ آیا فرد مفید و ارزشمندی هستم؟ ایا در خلقت من هدف بزرگی در نظر گرفته شده که هنوز بهش نرسیدم؟ به مردمک چشمانم خیره میشم تا بتونم از اون پنجره وارد جهان درونیم بشم که تا صد سالگی ممکنه به طور کامل کشفش نکنم ما ادما فکر می کنیم خودمون می شناسیم و برای خودمون قابل پیش بینی هستیم گاهی پیش بیاد در شرایطی تصمیماتی می گیریم که اصلا فکر نمی کردیم بگیریم به نظرم وقتی تونستیم جوابی برای این سوالات پیدا کنیم یعنی خودمون شناختیم.
به نظرم لازمه گاهی اوقات بین این همه استرس و نگرانی و دل مشغولی های زندگی ، این سوالات از خودمون بپرسیم