2821
2789

هی با خودت با خوشحالی هر وقت وقت کردی میگی ( خدایا ازت ممنون و سپاسگزارم که شوهر مثلا پولادار و باشخصیت و باتحصیلات و قدبلندو خوش اندام بهم دادی ) و باید مطمعن باشی که به خواستت میرسی اصلا به زمانش فکر نکن چون برای کائنات زمان معنا نداره تو مطمعن باش میرسی و همون چیزی که گفتم و بنویس تو کاغذ بنداز تو اب روان و مطمعن باش به ارزوت میرسی و اصلا هم با خودت نگو پس چرا نمیشه پس کی میشه چون اگه این و بگی ارزوت به تعویق میوفته اصلا نترس و با اطمینان خواسته تو بگو چون تو اشرف مخلوقات و حاکم زمینی و هر چی بخوای با کمک خدای بزرگ و بخشنده بهش میرسی

من امروز  به دختر سی سش ساله روستایی دیدم  

ازدواج کرده با یه پسر  ترکی ه  ای  استانبول 


عصر میام  میگم   و تعریف میکنم 

امید  امید   امید 

http://mob.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1532549

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من ۳۷ رو هم رد کرد و واقعا امیدی واسم نمونده. قبلا خیلی امیدوار و خوش بین بودم. مثبت فکر میکردم که ...




عصر یه  چیزی از دختر سن  بالا تعیف میکنم 

http://mob.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1532549

هنوز همسرم  نیومده  

یکمیش تعدیف میکنم من مربی 

پیش دبستانی در یه روستا  هستم 

این روستا  

دخترها هفتم  هستم   عقد  میکننن  نهایت دوسال  عقد 

 بعد  میرن خونه زنرگیشون 




یه دختر  هست  زینب  

http://mob.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1532549

همیشه مینی  بوس  که میام شهر  می بینمش  باهم  دوست شدیم 

حرف می زنیم 


می رفت کلاس خیلطی  

بعد  هر روز  می دبدمش 


 امروز حس کردم ارایش کرده 


وو بشاش شده صورتش 


بعد دستش انگشتر  دیدم 

 گفتم حتما یه چیز بدل دستش کرده

بعد  گفت  کارت دعوت مراسم حنابندانم می برم  اموزشگاه  خیاطی


  برا دوستام 


گفتم چی ؟؟؟؟

گفت  ازوووج کردم 

http://mob.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1532549

یه حلقه  پنج میلیونی دستش بود 

و اینکه گفت  

همسرم یه سال کوچکتر هست 

و   اهل  استانبول 


پدر شوهرم اومد 

برام انگشتر کادو   پالتو   .....  تعریف کرد 


قراره ده نفر  از ایران برن استانبول فقط  خونه زینب که پدر شوهرش اونجا  همه وسایل جهیزیه اش می گیره   بچیننن 

بعد گفت 

یه گوشی  فلان مدل  مت زیاد آشنا نیستم    برام خریدن از مرز رد بشم  استفاده میکنم 

و اینکه 


 کسی که امید  داسته باشه  

هم سن و سالهای زینب در اون روستا نوه دارن 


 فک کن در اونج نا امیدیش چه شوهری کرد  




امید تون به خدا باسه 


از کرامت خدا غافل نشید  


زینب در یع روستا    همچین شوهری کرد 



پس چذبتون بالا ببرید 


از ختم بر داشتن و قران خوندن هم نا امید  نشید  

من خیلی خیلی  ختم بر می داشتم  

http://mob.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1532549

منم مجردم و امید دارم که تا چنوقت دیگه بزودی ازدواج میکنم به امید خدا چون دلم روشنه و اینکه میخوام از قانون جذب استفاده کنم ولی بلد نیستم میشه راهشو بگید

پروردگارا !رزق و روزی ما را از جایی مقرر کن که لقمه هایمان مجبورمان نکنندچشممان را بر روی حق ببندیم...» شود به صبر دوا دردهای بی درمان

چگونه همسر دلخواهم را بیابم؟ گام یک بزرگ شدن هم برایمان دردسر بزرگی شده است، تا کوچک بودیم دغدغه ی ...

عزیزم از مشکلات و از دلنگرانی هامم تو این مرحله بنویسم ؟

@بهناز23 ‍  @دختر_مشدی_کاظم ‍  @فرانک20 ‍  @لی_لی_فندق ‍  @لی_لی_فندق2 ‍ ...

ممنون عزیزدلم😘😘😘فدات بشم،من چندوقتی بود تو سایت نبودم الان تازه اومدم

لطفا برای شادی روح مامان و بابام صلوات بفرستید
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز