چه خجالتی فرانک جون. بحث زندگیه الکی نیست که. اگه خیلی خجالت میکشی بگو یه مورد هست اینجوریه ودقیقا مشخصات خودتت رو بده. والا ماهم اگه این معرفا نبود بی خاستگار بودیم باورت میشه تاحالا شده یه روز سه تا خاستگار باهم بیاد جمعه هم الان یکی میخواد بیاد دعا کنید برام
زانو بغل نشسته دلم کنج خانه ات،حالا فقط خیال من است وبهانه ات،باهر نفس تپیدوگرفت از فراق تو،قلب شکسته ازدل خسته سراغ تو،اقرار میکنم که خدایم فقط تویی،هر آنچه مانده است برایم فقط تویی،شاهد ترین به خلوت شب های تار من،سامع ترین به زمزمه های نزار من،افتاده بر زمین مپسندم که بی کسم،این سان غمین مپسندم که بی کسم