دلم تنگ عزیزیست که اسیر خاک است
عجیب دلم هواتو کرده خاله مهربونم
امشب که دلم گرفته بود
امشب که غصه داشتم
بیشتر دلم تنگت شد
یادم افتاد که هربار دلم میگرفت زنگ میزدم چقد حرف میزدیم
میگفتی مصی بشین اتوبوس بیا پیش ما
بیا هوات عوض شه
میومدم هرچی من دوست داشتم میپختی
میبردیم جنگل، دریا. کوه. و...
دلم تنگه خاله قشنگم زود بود رفتنت واقعا...