2777
2789
عنوان

بابام😐😐😐😐

324 بازدید | 22 پست

مادرم شاغله بعد یه کاری رو به پدرم پیشنهاد داد که ما براش پول کم داریم و گفته بود که فوقش میتونیم یکم از پدربزرگم قرض بگیریم

بعد بابامم برگشته بود به مامانم گفته بود نکنه تمام  پولاتو که این همه سال جمع کردی گذاشتی تو حساب بابات😐😐😐

یعنی بخدا وقتی میبینم مامانم اینقدر ناراحته و اصلا کنار هم خوشبخت و خوشحال نیستن و به خاطر من و داداشم دارن همو تحمل میکنن حالم از هر چی ازدواجه بهم میخوره...

وقتی میبینم نه عشقی هست نه اعتمادی نه درکی نه هیچی اصلا نمیتونم باور کنم‌ ممکنه یکی یه روز پیدا بشه که منو دوست داشته باشه واقعا و بتونم کنارش خوشبخت بشم.میترسم که اصلا روزی بخوام به ازدواج فکر کنم...

اینقدر اینجا دعوا هست و شلوغه و سر و صدا هست که واقعا بیماری اعصاب گرفتم و هر صدای کوچیکی میره رو اعصابم و اعصابم ضعیف شده.وسواس فکریم گرفتم و واقعا خیلی سخته...

هعی💔

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

باید سعی کنیم تایم زیادی خونه نباشیم و از تشنج جمع دور باشیم

خوش به حالت که میتونی تایم زیادی خونه نباشی.باز خوبه تا عصر دانشگاه دارم اما روزای تعطیل یا تابستون بدبختم چون اجازه رفتن به هیچ جا رو ندارم💔

خوش به حالت که میتونی تایم زیادی خونه نباشی.باز خوبه تا عصر دانشگاه دارم اما روزای تعطیل یا تابستون ...

من پشت کنکوریم ودانشگاه نمیرم فعلا

پس خوش به حالم نیست

ولی دلم میخواد مهاجرت کنم ولی میترسم مامانم تنها بمونه بدون من

امیدبذر هویت ماست💚🌱
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز