بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اگه تناسخ حقیقت داشته باشه و همه ما فقط یه روح در بدن ها و ظواهر مختلف باشیم ، دوست دارم بدونم چند نفر توی موزه ها به هنر خودشون خیره میشن ، موسیقی هایی که خودشون توی زندگی های مختلفشون ساختن گوش میدن و کتاب هایی رو میخونن که یادشون نیست خودشون نوشتن :))
منم همین جورم. چند سال پیش قرار بود با مادر شوهر و پدر شوهرم بریم شهرستان عروسی یکی از فامیلا. دو روز مونده به سفر مادر شوهرم تیکه انداخت و منم قاطی کردم و گفتم نمیام. روز سفر شوهرم گفت با وجود اینکه به حضور من تو قطار نیاز دارن ولی اگه ناراحتی من نمیرم. گفتم بخاطر پدرت برو. آخه پدر شوهرم مرد شریفی بود. اما وقتی رفت اون چند روز خودخوری میکردم. تازه شوهرم و پسرم خیلی زودتر برگشتن ولی من همش ناراحت بودم